marketing

انواع روش‌هايRetargeting يا هدف‌گذاري مجدد

اگر به خاطر داشته باشيد در بلاگ‌هاي گذشته به Retargeting پرداخته‌ايم. در اين بلاگ بعد از يك يادآوري كوتاه، قصد داريم به مدل‌هاي استراتژي‌ Retargeting بپردازيم. هدف‌گيري مجدد به تبديل بازديدكننده‌هاي وب‌سايت‌ها به مشتريان دائمي مي‌پردازد و براي تبليغات، روي افرادي كه با برندتان آشنايي دارند و به آن علاقه نشان داده‌اند تمركز مي‌كند. در واقع اصلي‌ترين نكته در Retargeting اين است كه تنها براي بازديدكنندگاني كه قبلا با وب‌سايت شما آشنا شده‌اند و به آن سرزده‌اند، تبليغ و هزينه مي‌كنيد. حقيقتا انواع متفاوتي از اين استراتژي وجود دارد كه كسب‌وكارها از مزاياي آن‌ها براي ايجاد اينگيجمنت در مخاطبان بهره مي‌برند. در ادامه به چند مدل از هدف‌گيري مجدد مي‌پردازيم.

Pixel-based Retargeting

در بلاگ Retargeting در مورد Cookie و نحوه كاركرد آن صحبت كرده‌ايم. در اين مدل نيز Cookie نقش اصلي را ايفا مي‌كند و بر اساس رفتار و علاقه قبلي‌ بازديدكننده‌ها در وب‌سايت شما، اطلاعات آن‌ها را ذخيره مي‌كند و آن‌ها را در اختيار شما قرار مي‌دهد؛ بر اين اساس شما مي‌توانيد تبليغات‌تان را براي آن‌ها به نمايش بگذاريد. نكته مثبت اين مدل اين است كه اين امكان را مي‌دهد تا بعد از ترك وب‌سايت شما، در سريع‌ترين زمان بتوانيد براي كاربراني كه سايت شما را ترك كرده‌اند، تبليغات‌تان را به نمايش بگذاريد؛ در واقع مي‌توانيد در كوتاه‌ترين زمان دوباره توجه آن‌ها را به سمت چيزي كه به آن علاقه داشته‌اند جلب كنيد. تنها نكته‌ منفي اين روش اين است كه مبتني بر رفتار بازديدكننده‌ها و ترافيكي است كه براي سايت توليد مي‌كنند.

Social Retargeting

مي‌توان گفت كه اين مدل نوعي از مدل Pixel-based Retargeting است كه از لحاظ كاركرد هم به آن شباهت دارد. Social Retargeting نيز مانند ديگر مدل‌ها استراتژي Retargeting به دنبال افرادي مي‌گردد كه به نوعي به برند شما علاقه نشان داده‌اند با اين تفاوت كه در رسانه‌هاي اجتماعي هم با لايك يا كامنت با شما تعامل برقرار كرده‌اند.

Email Retargeting

Email targeting روش ديگري است كه به وسيله Tag ها انجام مي‌شود. به كمك Tag مي‌توانيم مخاطبان‌مان را به اصطلاح برچسب بزنيم و به نوعي آن‌ها را شناسايي كنيم و اطلاعات مورد نيازشان را به آن‌ها برسانيم. كار به‌نظر سختي است اما رديابي رفتار مخاطبان، اين كار را براي ما ساده‌تر مي‌كند. مدل ديگري از Email Retargeting هدف‌گيري مجدد به روش  List-based است. در اين روش كافي است از ليستي كه تهيه كرده‌ايد استفاده كنيد؛ ليستي متشكل از ايميل مشتريان فعلي و بالقوه. در مرحله بعد با طراحي كمپين‌هاي تبليغاتي و به نمايش گذاشتن تبليغات براي ليست تهيه شده، Retargeting را شروع كنيد.

Search Retargeting

Search Retargeting بر اساس رفتار مخاطب‌ها در موتورهاي جستجو است در واقع اين امكان را مي‌دهد تا مشخصا به سراغ افرادي برويد كه در موتورهاي جستجو به دنبال كليدواژه‌اي مرتبط با كسب‌وكار شما گشته‌اند؛ اما لزوما به اين معنا نيست كه چون واژه‌اي مرتبط را جستجو كرده‌اند پس حالا آماده خريد هستند و يا اينكه علاقه‌ دارند تا در هر سايتي با تبليغات و نام برند شما روبه‌رو شوند.

Onsite Retargeting

همه استراتژي‌هاي Retargeting لزوما مربوط به برگرداندن بازديدكننده‌هايي كه وب‌سايت شما را ترك كرده‌اند نيست. Onsite Retargeting يكي از استراتژي‌هايي است كه به شما اين امكان را مي‌دهد تا كاربران را براي مدت طولاني‌تري در وب‌سايت خود نگه داريد و بتوانيد هرچه سريع‌تر آن‌ها را براي انجام خريد تشويق كنيد.

همانطور كه در بلاگ Retargeting اشاره كرديم، اجراي صحيح مدل‌هاي مختلف اين استراتژي‌، تاثيرات مثبت زيادي روي كسب‌وكارها دارد. در نهايت خواندن بلاگ تست A/Bرا هم پيشنهاد مي‌كنيم؛ چرا كه با انجام نوعي آزمون و خطا مي‌توانيد دريابيد كه كدام تبليغات تاثير بيشتري روي مخاطب شما داشته است. آژانس ديجيتال ماركتينگ ماكان به كمك تيم استراتژي و با تدوين راه‌كارهاي بازاريابي به شما براي هدف‌گيري مجدد مخاطبان‌تان، كمك مي‌كند.

منبع: آژانس ديجيتال ماركتينگ ماكان


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۱ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۰۹:۱۱:۲۰ توسط:macanagency موضوع:

آيا هر محصول تجاري همانند يك موجود زنده است؟

در دنياي كسب‌و‌كار گاه با مفاهيم و موضوعاتي مواجه مي‌شويم كه شباهت‌هاي بسياري با پديده‌هاي طبيعي دارند. هر سازمان يا بنگاه تجاري براي ارائه محصول يا خدمت مشخصي فعاليت مي‌كند. در اين بلاگ قصد داريم بررسي كنيم كه آيا محصول يا خدماتي كه بنگاه‌هاي تجاري ارائه مي‌دهند همانند موجودات زنده عمر مشخصي دارند؟ اقداماتي كه در هر يك از مراحل چرخه عمر محصول مي‌بايستي انجام شود، كدام‌اند و ارتباط چرخه عمر محصول با ماتريس رشد-سهم بازار (BCG) به چه صورت مي‌باشد؟

چرخه عمر محصول

محصولات و خدمات ارائه شده توسط بنگاه‌هاي تجاري همانند يك موجود زنده، عمر مشخصي دارند. متولد مي‌شوند، رشد كرده و به بلوغ مي‌رسند، فروش آنها افول مي‌كند و در نهايت مي‌ميرند. منحني چرخه عمر محصول، روند فروش يك محصول يا خدمت منحصر به فرد در طول زمان را به صورت گرافيكي نمايش مي‌دهد. با توجه به اينكه محصول در كدام مرحله از حيات خود قرار دارد، استراتژي و اقدامات سازمان، مشخص خواهد شد.

مرحله چرخه عمر محصول

چرخه عمر محصول داراي 4 مرحله اصلي مي‌باشد:

معرفي (ظهور)

در اين مرحله، محصول فروش اندكي دارد و ميزان نفوذ آن در بازار به آهستگي انجام مي‌پذيرد. مشتريان به دليل اينكه شناخت كمي از محصول دارند، خريد چنداني انجام نمي‌دهند. به دليل سهم بازار كم و نرخ رشد بازار زياد، وضعيت سازمان در حالت علامت سوال (ماتريس BCG) قرار دارد. تبليغات موثر و استراتژي خلاقانه، در اين مرحله به سازمان كمك مي‌كند تا محصول خود را از طريق كانال‌هاي درست اطلاع‌رساني به مخاطبان هدف خود منتقل نمايد و منجر به افزايش فروش محصول شود. نوآوري در اين مرحله از اهميت زيادي برخوردار است. در عين حال موفقيت محصول، به سرمايه‌گذاري و منابع مالي كافي، بستگي زيادي دارد.

رشد

فروش محصول در اين دوره با نرخ قابل قبولي، افزايش مي‌يابد. بازار، محصول را شناخته است و توليدكنندگان با بهبودهاي فني و اتخاذ استراتژي درست تبليغاتي، در بازار نفوذ كرده‌اند. سهم بازار زياد و نرخ رشد بالا، وضعيت ستاره را براي محصول در ماتريس BCG فراهم مي‌كند. يكي از مهم‌ترين ويژگي‌هاي اين مرحله براي سازمان‌ها، تغيير مقياس است. با افزايش ميزان تقاضا براي محصول، شركت بايد قادر باشد تا در مدت زمان كوتاهي، محصولاتي را در حجم بالا توليد و روانه بازار كند.

بلوغ

در اين مرحله، بازار توسط محصول مورد نظر اشباع شده است. ميزان فروش محصول به حداكثر رسيده و ديگر افزايش نمي‌يابد. سازمان‌ها با اتخاذ استراتژي مناسب، مي‌بايستي تلاش كنند مدت زمان اين دوره را طولاني‌تر نمايند. رهبري هزينه و صرفه‌جويي ناشي از مقياس، منجر به مزيت رقابتي و پيشي گرفتن شركت از رقبا مي‌شود. رشد بازار، آينده چندان درخشاني ندارد و سازمان مي‌بايست از حجم بالاي درآمد و نقدينگي خود در اين دوره براي اجراي استراتژي‌هاي جديد و نوآورانه استفاده نمايد. سهم بازار بالا و نرخ رشد كم، وضعيت گاو شيرده را در ماتريس BCG براي سازمان فراهم مي‌كند.

افول

در اين مرحله، محصول توسط تكنولوژي‌هاي نوين و محصولات جايگزين، به چالش كشيده مي‌شود. ميزان فروش نيز به تدريج كاهش يافته و فشارها براي حداقل كردن هزينه‌ها نيز بيش‌تر مي‌شود. به دليل سهم بازار كم و نرخ رشد پايين، وضعيت شركت در ماتريس BCG در حالت سگ قرار مي‌گيرد. سرمايه‌گذاري جديدي در رابطه با محصول مورد نظر صورت نمي‌پذيرد و سازمان مي‌بايستي با استفاده از نوآوري، محصول جديدي را به بازار معرفي نمايد.

همانند محصول، چرخه عمر براي صنعت نيز قابل تعريف است. با اين تفاوت كه دوره عمر هر صنعت مي‌تواند چند محصول را در بگيرد و به همين دليل، طولاني‌تر است. هرچه به مراحل پاييني چرخه عمر نزديك‌تر مي‌شويم، رقابت شركت‌ها بر سر قيمت، شديدتر مي‌شود.

در محيط پيچيده كسب‌و‌كار كنوني، با رشد سريع تكنولوژي، چرخه عمر محصولات كاهش يافته است و اين موضوع بر نحوه رقابت و اقدامات سازمان در برابر رقبا تاثير مستقيم مي‌گذارد. اتخاذ استراتژي درست رقابتي براي مواجهه با تغييرات بازار و رخدادهاي غيرقابل پيش‌بيني، يكي از چالش‌هاي پيش روي سازمان‌ها است. شركت تبليغاتي مات، با ارائه كليه خدمات تبليغاتي، كسب‌و‌كار شما را در اجراي درست تبليغات و بازاريابي در تمامي مراحل چرخه عمر محصول ياري مي‌كند.

 

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۹ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۱۰:۱۷:۲۴ توسط:macanagency موضوع:

Retargeting و مزاياي استفاده از آن چيست؟

يكي از مباحث مهم در ديجيتال ماركتينگ و به خصوص فضاي تبليغات آنلاين، Retargeting است كه در اين بلاگ قصد داريم به چگونگي كاركرد و مزاياي آن بپردازيم. Retargeting يا هدف‌گيري مجدد، به تبديل بازديدكننده‌هاي وب‌سايت‌ها به مشتريان دائمي مي‌پردازد و براي تبليغات، روي افرادي كه با برندتان آشنايي دارند و به آن علاقه نشان داده‌اند تمركز مي‌كند. در واقع اصلي‌ترين نكته در Retargeting اين است كه تنها براي بازديدكنندگاني كه قبلا با وب‌سايت شما آشنا شده‌اند و به آن سرزده‌اند تبليغ و هزينه مي‌كنيد.

مطمئنا مي‌دانيد كه وب‌سايت‌ها عموما ترافيك زيادي دارند اما احتمالا نمي‌دانيد كه طبق نتايج به دست آمده، متوسط نرخ تبديل براي بازديد‌هاي اوليه تنها 2 درصد است. بدون شك اين موضوع براي صاحبان كسب‌وكارها چالش بزرگي است و Retargeting يكي از مواردي است كه اين امكان را مي‌دهد تا به 98 درصد باقي مانده نيز دست پيدا كرد.

در ادامه با هم به چگونگي فرآيند Retargeting و رديابي مخاطبان مي‌پردازيم.

چگونگي فرآيند Retargeting

Retargeting كه در برخي موارد با عنوان Remarketing نيز از آن ياد مي‌شود، فرآيندي است كه بازديدكننده‌هاي وب‌سايت را به سمت اقدام كردن (Action) ترغيب مي‌كند. در واقع اين امكان را مي‌دهد تا به صورت آنلاين، رفتار بازديدكننده‌هاي وب‌سايت را مورد بررسي قرار بدهيد. اين دقيقا همان كاري است كه به كمك Cookie انجام مي‌شود؛ احتمالا در هنگام جستجو در سايت‌هاي مختلف با اين عبارت مواجه شده‌ايد. Cookie فايل يا قطعه‌اي از اطلاعات است كه در Browser كاربر جاسازي مي‌شود و اطلاعات وب‌سايت‌هاي مشاهده شده را را ذخيره مي‌كند و با رديابي رفتار مشتري در وب‌سايت‌ها، براي ترغيب مشتري و برنامه‌ريزي براي هدايت درست او به سمت اقدام كردن، به شما كمك مي‌كند. Cookie آگهي‌ها را بر روي سايت‌هاي ديگري كه كاربر در حال بازديد آن‌ها است قرار مي‌دهد و او را ترغيب مي‌كند تا با كليك كردن بر روي تبليغات، به سايت شما بازگردد. استفاده از اين تبليغات با توجه به مخاطباني كه قبلا به وب‌سايت شما سر زده‌اند هدف‌گذاري مي‌شود. دقيقا به همين دليل است كه از واژه Retargeting استفاده مي‌كنيم؛ چرا كه بازديدكننده‌‎هاي قبلي‌ را دوباره مورد هدف‌ قرار مي‌دهيد.

مزاياي استفاده از Retargeting

افزايش آگاهي نسبت به برند

يكي از اصلي‌ترين نكات در Retargeting ايجاد و افزايش آگاهي نسبت به برند است. تماشا و بازديد از تبليغات درون‌برنامه‌اي در بستر سايت‌هاي ديگر و به كمك Retargeting مخاطب را مجددا مورد هدف قرار مي‌دهد و به اصطلاح با يك تلنگر، به صورت ناخودآگاه Brand Awareness را افزايش مي‌دهد.

بهينه‌سازي نرخ‌هاي تبديل

يكي ديگر از مزاياي Retargeting تاثير مثبت آن روي نرخ‌هاي تبديل يا Conversion Rate ها است. بهينه‌سازي نرخ‌هاي تبديل همانطور كه در بلاگ‌هاي پيشين به آن پرداخته‌ايم، Lead بيشتري را  به قيف فروش هدايت مي‌كند و بازديدكننده‌هاي سايت را كه به هر دليلي وبسايت را ترك كرده‌اند، به مشتري‌هاي بالفعل تبديل مي‌كند.

افزايش درآمد و نرخ بازگشت سرمايه

يكي از مهم‌ترين مزيت‌هاي Retargeting افزايش فروش است. پيدا كردن مخاطباني كه به كالا و خدمات شما علاقه نشان داده‌اند و درك اين موضوع كه چرا محصولات شما با ديگر محصولات ديگر رقبا متفاوت است به مرور فروش‌ را گسترده‌تر مي‌كند و به شدت نرخ ROI را افزايش مي‌دهد. براي گرفتن نتيجه مطلوب‌تر، بهتر است كه همزمان از چند تكنيك براي تجربه نرخ بازگشت سرمايه يا ROI استفاده كنيم. بهترين مدل Retargeting زماني است كه با بازاريابي درون‌گرا و برون‌گرا همراه باشد.

جذب مشتريان بالقوه

از ديگر مزاياي اين روش جذب مشتريان بالقوه‌اي است كه به سايت شما سر مي‌زنند. بدون شك اين روش از روش‌هاي سنتي‌تر مثل Cold Calling كه براي متقاعد كردن مشتريان احتمالي كه علاقه‌اي به برند شما ندارند، بهتر است. يك مثال بارز براي Cold Calling كه در بازاريابي ايميل نيز كاربرد دارد، ارسال ايميل به گروهي از افرادي است كه امكان دارد هيچ علاقه‌اي به دريافت آن نداشته باشند و اساسا محصولات شما براي آن‌ها جذاب نباشد. در حالي كه Retargeting اين امكان را مي‌دهد تا به مشترياني كه علاقه نشان داده‌اند، يادآوري كنيد و آن‌ها را به مرحله بعد سوق بدهيد. در واقع اين روش به شما كمك مي‌كند تا تنها مخاطباني كه علاقه‌مند هستند را مورد توجه قرار بدهيد.

تكنيك‌هاي Retargeting

بخش‌بندي مخاطب

يكي از موضوعاتي كه هميشه بايد مدنظر داشته باشيد، تفاوت در مدل رفتاري، فكري و تصميم‌گيري مخاطبان است. يكي از روش‌هايي كه در موفقيت‌آميز بودن Retargeting موثر است، بخش‌بندي مخاطبان است. اين تكنيك اين امكان را مي‌دهد تا با توجه به پرسونا و رفتار مخاطب در هر مرحله از قيف فروش، پيام تبليغات‌تان را منتقل كنيد. با توجه به اين تكنيك، هنگامي كه يك بازديدكننده به صفحه اصلي وب‌سايت شما سر مي‌زند مي‌توانيد هدف‌گذاري كنيد و آن‌ها را نسبت به برندتان آگاه كنيد.

Frequency Caps

Frequency Caps يكي از تكنيك‌هاي كاربردي در تبليغات است كه به زبان ساده از سردرگمي مشتري جلوگيري مي‌كند و تعداد دفعاتي كه يك تبليغ مشخص در وب‌سايت براي او به نمايش گذاشته مي‌شود را محدود مي‌كند. Frequency Caps مي‌تواند موفقيت كمپين‌هاي تبليغاتي را گارانتي كند. حضور تبليغات شما در همه جايگاه‌ها و وب‌سايت‌ها، ممكن است باعث ايجاد ديد منفي نسبت به برند شما شود كه Frequency Caps از بروز اين مشكل جلوگيري مي‌كند.

View-Through Conversions

View-Through Conversions يا VTC تكنيك ديگري است كه نرخ‌هاي تبديل‌ بعد از ديده شدن يك تبليغ يا ويديو را در اختيار ما قرار مي‌دهد و روزانه بر اساس تغييرات پيش آمده گزارش را تغيير مي‌دهد. اين تكنيك، تبليغاتي را كه به سرعت باعث تصميم‌گيري براي خريد نمي‌شوند را شناسايي مي‌كند. VTC با توجه به نرخ‌هاي تبديل‌ به دست آمده بعد از ديده شدن تبليغات، اطلاعات كاربردي‌اي را در مورد عملكرد آن‌ها در اختيار قرا مي‌دهند.

Retargeting به نسبت ديگر روش‌ها نتيجه بهتري را حاصل مي‌كند اما خود نيز، محصول داشتن يك استراتژي خوب است. كمپين تبليغاتي جامع، بازاريابي محتوا، فراهم كردن داده‌هاي ارزشمند و توليد تبليغات موثر و كاربردي نمونه‌اي از استراتژي‌هايي هستند كه در افزايش ترافيك وب‌سايت به شما كمك مي‌كنند و Retargeting را امكان‌پذير مي‌كند.آژانس ديجيتال ماركتينگ ماكان با تدوين استراتژي Retargeting براي كسب بهترين نتيجه‌ها، به شما در بازيابي دوباره مخاطبان هدف‌تان كمك مي‌كند.

منبع: آژانس ديجيتال ماركتينگ ماكان


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۸ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۱۱:۰۱:۱۲ توسط:macanagency موضوع:

هر آنچه مي‌بايست پيرامون اتحاد استراتژيك بدانيد

اتحاد استراتژيك (Strategic Alliance) يكي از راه‌هاي پيش‌روي شركت‌ها است كه از طريق آن قادر خواهند بود فعاليت‌هاي كسب‌و‌كار خود را گسترش دهند. اين ابزار به تحقق استراتژي‌هاي سازمان كمك مي‌كند. در اين بلاگ قصد داريم اتحاد استراتژيك و مهم‌ترين انگيزه‌هايي كه منجر مي‌شود سازمان‌ها از اين ابزار استفاده كنند را بررسي نماييم.

اتحاد استراتژيك چيست؟

هنگامي كه دو يا چند بنگاه كسب‌و‌كار براي رسيدن به اهداف مشترك با يكديگر توافق كرده و قرارداد همكاري منعقد مي‌كنند، يك اتحاد استراتژيك شكل مي‌گيرد. در برخي از قراردادها، سهام به اشتراك گذاشته مي‌شود ولي اين ويژگي لزوما در تمامي اتحادها وجود ندارد. براي مثال زماني كه نوكيا و مايكروسافت براي توليد گوشي‌هاي هوشمند، قرارداد امضا كردند، سهامي بين دو شركت، مبادله نشد.

در بعضي اتحادهاي استراتژيك، بنگاه‌ها اقدام به سرمايه‌گذاري مشترك در زمينه خاصي مي‌كنند. تمامي همكاري‌هاي استراتژيك به منظور رسيدن به اهداف مشخص و از پيش تعيين شده‌اي انجام مي‌شود. روابط بلندمدت ميان بنگاه‌ها نيز مي‌تواند حالتي از همكاري‌هاي برون سازماني باشد كه منجر به سودآوري و بهبود مستمر مي‌شود. روابط تويوتا با تامين‌كننده‌هايش نمونه‌اي از همكاري مستمر و بلندمدت است كه به تمام اعضاي مجموعه، منفعت مي‌رساند.

ويژگي‌هاي اتحاد استراتژيك

اتحادهاي استراتژيك داراي ويژگي­هاي زير هستند:

امكان دسترسي به منابع و قابليت­هاي ساير سازمان‌ها

از طريق قرارداد همكاري، شركت‌ها قادر خواهند بود از منابع و توانمندي‌هاي بنگاه ديگر بهره‌برداري كنند. نكته‌اي كه مي‌بايست به آن توجه كرد اين است كه اتحاد استراتژيك به معناي تملك منابع و دارايي‌هاي سازمان مقابل نيست، بلكه شرايطي براي هر سازمان فراهم مي‌شود كه از قابليت‌هاي طرف مقابل براي پيشرفت و سودآوري استفاده نمايد. همكاري طولاني مدت 25 ساله ميان اچ پي (HP) و مايكروسافت، شرايط يادگيري و استفاده از منابع و قابليت‌ها را براي هر دو سازمان فراهم نموده است. از سوي ديگر، رهبري خود در سهم بازار را از طريق نوآوري و بهره‌وري مستمر، حفظ نموده‌اند.

كاهش خطر ريسك و تقسيم هزينه­هاي شكست

شركت‌ها از طريق اتحاد استراتژيك، ميزان ريسك و خطر شكست در پروژه‌هاي عظيم سرمايه‌گذاري را ميان خود تقسيم مي‌كنند. بدين ترتيب هزينه شكست و پيامدهاي مرتبط با آن در طرح‌هاي كلان، براي هر سازمان به حداقل مي‌رسد. به همين علت، پروژه‌هاي عظيم نفتي يا قراردادهاي تسليحاتي عموما به صورت مشترك صورت مي‌پذيرد.

نمونه‌هاي اتحادهاي استراتژيك موفق

  • توافق شركت سيسكو با علي‌بابا (بزرگترين شركت تجاري آنلاين چيني) در زمينه توسعه خدمات كسب‌و‌كار براي شركت‌هاي كوچك و متوسط.
  • سرمايه‌گذاري‌ و پروژه‌هاي مشترك مك دونالدز و ديزني يا كوكاكولا و وال‌مارت پيرامون موضوعات و اهداف استراتژيك مختلف و مخاطب هدف مشترك.
  • همكاري موتورولا و توشيبا پيرامون توليد ريزپردازنده‌ها و سهولت دسترسي به شبكه‌هاي توزيع.
  • همكاري استارباكس و پپسي در توزيع و فروش قهوه‌هاي حاوي نوشيدني.
  • اتحاد نايكي و اپل در زمينه كفش‌هاي ورزشي با قابليت اتصال به وسايل هوشمند الكترونيكي.
  • اتحادهاي استراتژيك جنرال موتوروز با شركت‌هاي پژو، سوزوكي، تويوتا، دوو، فيات و … براي ورود به بازارهاي نوظهور.

اتحاد استراتژيك يكي از ابزارهاي موثر و مفيد در پيشرفت اهداف استراتژيك سازمان است. در محيط پيچيده كسب‌و‌كار كنوني، شركت‌ها از طريق اين ابزار قادر به توسعه فعاليت‌ها و كسب مزيت رقابتي خواهند بود. با اين حال تفاوت‌هاي فرهنگي ميان شركت‌ها به خصوص در اتحادهاي استراتژيك بين المللي مي‌بايستي به طور ويژه مورد توجه قرار بگيرد. در غير اين صورت قراردادها با شكست و هزينه زيادي مواجه خواهند شد. در بلاگ‌هاي پيشين و بحث نظريه بازي مشاهده كرديم كه چگونه عدم همكاري طرفين بازي در معماي ساده زنداني، منجر به تحميل هزينه‌هايي شد كه با مشاركت، قابل پيشگيري بود.  شركت تبليغاتي مات با ارائه كليه خدمات تبليغاتي از طريق اجرايكمپين‌هاي جامع بازاريابي، توليد محتواي وايرال و تكنيك‌هاي خلاقانه بازاريابي، كسب‌و‌كار شما را در رسيدن به اهداف استراتژيك ياري مي‌نمايد.

منبع: شركت تبليغاتي مات

 

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۷ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۱۲:۵۹:۱۵ توسط:macanagency موضوع:

7 نكته كليدي در نوشتن مقالات جذاب براي وب‌سايت

با پيشرفت تكنولوژي و ورود به فضاي ديجيتال، مي‌توانيم از وب‌سايت به عنوان يكي از مهم‌ترين دارايي‌هاي ديجيتال براي هر كسب و كار ياد كنيم. كسب و كارها بايد علاوه بر طراحي يك وب‌سايت جذاب، به كمك استراتژي‌هاي بازاريابي محتوا، مقالاتي بسيار خوب و آموزنده را در قسمت بلاگ منتشر كنند. كيفيت مقالات يك وب‌سايت مي‌تواند يكي از عوامل مهم در نشان دادن اعتبار آن كسب و كار باشد، چرا كه نشان مي‌دهد تا چه حد براي مخاطبان ارزش قائل هستند و براي جلب رضايت آنان تلاش مي‌كنند. به علاوه، توليد محتواي جذاب در بهينه‌سازي موتورهاي جست و جو (SEO) نقشي اساسي دارد. اگر مخاطب بتواند پس از وارد كردن كلمات كليدي در موتورهاي جست و جو، پاسخ سوالات خود را درون مقالات وب‌سايت شما بيابد، نيازهايش رفع شود و اطلاعات مفيد و ارزشمندي به دست آورد، مقالات وب‌سايت شما برايش بسيار جذاب خواهد بود و دائماً شما را دنبال مي‌كند. در اين حالت ممكن است وب‌سايت شما را به عنوان منبعي مفيد به ديگران معرفي كرده يا مقالات شما را در شبكه‌هاي اجتماعي منتشر كند. بنابراين ترافيك وب‌سايت شما به طرز چشم‌گيري افزايش خواهد يافت.

اگرچه نوشتن هر مقاله معمولاً با توجه به تقاوت در موضوع، پرسوناي مخاطب و صنعت هر كسب و كار مي‌تواند تا حدودي متفاوت باشد، اما  نكات زير مي‌تواند در نوشتن يك مقاله‌ي خوب و جذاب براي يك وب‌سايت موثر واقع شود:

1. استفاده از تيترهاي جذاب

طبق مطالعات انجام شده، حدود 80 درصد افراد فقط تيتر را مي‌خوانند و تنها 20 درصد تصميم مي‌گيرند ادامه‌ي مطلب را مطالعه كنند. اين نكته، اهميت نوشتن تيترهاي جذاب در ايجاد انگيزه براي مخاطبان را يادآور مي‌شود. تيتر يا عنوان مقاله‌ي شما بايد به حدي جذاب باشد كه مخاطب را به كليك و خواندن مطلب ترغيب كند. براي كسب اطلاعات بيشتر در اين زمينه مي‌توانيد مقاله‌ي 13 راه براي نوشتن تيترهاي جذاب و پر بازديد را مطالعه كنيد.

2. توجه به پرسوناي مخاطب

انتخاب موضوعات و لحن نگارش مقالات بايد با پرسوناي مخاطب متناسب باشد و نيازها و سلايق آنان مد نظر قرار داده شود. براي مثال، يك مقاله‌ي علمي كه غالباً مخاطب بزرگسال دارد، نبايد با لحني عاميانه نوشته شود، چرا كه از ديد مخاطب جذاب و معتبر نخواهد بود.

3. اهميت اولين پاراگراف

معمولاً وقتي افراد در فضاي ديجيتال به دنبال يافتن پاسخ پرسش‌هاي خود يا مطالعه هستند، به دليل محدوديت در وقت يا حوصله، ترجيح مي‌دهند سريع به نتيجه‌ي مورد نظر برسند. پاراگراف اول هر مقاله، نقش بسيار مهمي در ايجاد احساس اوليه‌ي مخاطب دارد. به طوري كه با خواندن آن انگيزه‌ي خواندن ادامه‌ي مطلب در او ايجاد مي‌شود. اين قسمت بايد يك ديد كلي از محتواي مقاله را براي خواننده ترسيم كند.

4. كيفيت و ساختار استاندارد بدنه‌ي مقاله

بدنه يا متن اصلي مقاله، علاوه بر داشتن اطلاعات مفيد، با ارزش و معتبر به لحاظ علمي و مفهومي، بايد از جهت نگارشي ساختار درستي داشته باشد. بهتر است تعداد كلمات نوشته شده حدود 600 تا 750 كلمه باشد تا در كوتاه‌ترين زمان و بدون زياده‌گويي، مفهوم را به خواننده منتقل كند. به علاوه، محتواي متن اصلي بايد منعكس كننده‌ي عنوان بوده و مواردي كه در پاراگراف اول به صورت كلي به آن اشاره شد را شرح و بسط دهد. همچنين براي افزايش جذابيت مقاله، مي‌توانيد از ويديوها، تصاوير يا اينفوگرافي‌ها استفاده كنيد.

5. تفكيك مقاله با استفاده از عنوان‌ها و زيرعنوان‌ها

اگر در مقاله‌ي شما به جز تيتر اصلي، هيچ عنوان يا زيرعنواني نداشته باشد، تمايل مخاطب به خواندن متن بسيار كم خواهد شد. استفاده از عنوان‌ها و زيرعنوان‌ها براي هر پاراگراف در يك مقاله، علاوه بر جلب توجه مخاطب و ترغيب او به ادامه‌ي مطالعه، موضوع محتواي هر بخش را تفكيك مي‌كند. به علاوه، استفاده از كلمات كليدي در تيترها و زيرتيترها در بهينه‌سازي موتورهاي جست و جو موثر است.

6. بهينه كردن متن براي موتورهاي جست و جو

براي نوشتن يك مقاله‌ي خوب، بايد از قواعد لازم در بهينه‌سازي موتورهاي جست و جو(SEO)  پيروي كرد. از جمله اين قوانين مي‌توان علاوه بر اصالت و كيفيت محتوا، به استفاده‌ي مناسب از كلمات كليدي در عنوان اصلي، زيرعنوان‌ها، متن و متن لينك است. به علاوه، براي برقراري ارتباط ميان مقالات وب‌سايت و هدايت و ترغيب مخاطب به خواندن ساير مطالب مرتبط با موضوع، استفاده از لينك بيلدينگ داخلي را فراموش نكنيد.

7. نتيجه‌گيري و فراخوان به انجام عمل

لازم است در پايان مقاله، يك پاراگراف به عنوان جمع‌بندي نهايي و نتيجه‌گيري كلي آورده شود. پس از پايان مقاله مي‌توانيد در صورت لزوم با قرار دادن دكمه‌هاي فراخوان يا CTA، مخاطب را به انجام عملي خاص ترغيب كنيد.

اگر صاحب يك كسب و كار هستيد و تا كنون به طراحي وب‌سايت يا نشر مقالات ارزشمند در بلاگ فكر نكرده‌ايد، پيشنهاد مي‌كنيم جهت بهره‌گيري از مزاياي داشتن يك وب‌سايت با محتواي ارزش‌مند، از مشاوره‌ي متخصصان تيم توليد محتوا و تيم توسعه و طراحي وب‌سايت آژانس ديجيتال ماركتينگ ماكان كمك بگيريد.

منبع: آژانس ديجيتال ماركتينگ ماكان


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۴ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۲۹:۲۶ توسط:macanagency موضوع:

نتورك ماركتينگ چيست و چه شروطي براي موفقيت در آن لازم است؟

نتورك ماركتينگ (بازاريابي شبكه‌اي) يا Multi-Level Marketing كه با عنوان‌هايي چون Referral Marketing و Pyramid Selling نيز از آن ياد مي‌شود‌، روشي مبتني بر بازاريابي مشاركتي و بازاريابي دهان‌به‌دهان است. در بازاريابي شبكه‌اي اين امكان وجود دارد تا افراد با فروش محصولات به مشتريان بالقوه و عضوگيري همان مشتريان، كميسيون خود را دريافت كنند. دريافت كميسيون، بعد از فروش هر محصول به وسيله افراد زيرمجموعه صورت مي‌گيرد. علت استفاده از عنوان بازاريابي چند سطحي (MLM) يا فروش هرمي نيز به همين منظور است.

يكي از مزاياي روش بازاريابي شبكه‌اي يا Network Marketing اين است كه نيازي به صرف بودجه‌هاي هنگفت براي تبليغات وجود ندارد و تنها با ايجاد ارتباطات شخصي مي‌توان به نتيجه موردنظر دست پيدا كرد. در واقع فروش بدون واسطه و بدون نياز به روش‌هاي هزينه‌بر تبليغاتي تنها با تبليغات كلامي و به اصطلاح چهره به چهره صورت مي‌گيرد. علاوه‌بر اين، موقعيت فروش در هر زمان و مكاني وجود دارد.

در بازاريابي شبكه‌اي هر فرد علاوه بر كميسيوني كه خودش براي فروش دريافت مي‌كند، از بابت فروش افراد زيرمجموعه‌ خود نيز، كميسيون دريافت مي‌كند. در واقع سود بيشتر هر فرد وابسته به ميزان فروش خود و ديگر زيرمجموعه‌هاي او است. در اين روش هر سازماني برنامه پرداختي مختص به خود را دارد اما چيزي كه در سيستم خدمات جبران همه كسب‌وكارها يكسان است، جريان‌هاي درآمدي است.

تفاوت بازاريابي شبكه‌اي با سازمان‌هاي هرمي

بايد در نظر داشته باشيد كه بازاريابي شبكه‌اي روشي كاملا متفاوت از شركت‎هاي هرمي دارد؛ چرا كه در شركت‌هاي هرمي بحثي از محصول و خدمت براي فروش نيست و تنها سرمايه موجود، پولي است كه مشتريان وارد شركت‌هاي هرمي مي‌كنند كه عموما اين سرمايه نيز صرف عضوگيري افراد مي‌شود. در نهايت با گذر زمان، هرم با همه اعضاي گروه به جز تعداد معدودي كه در صدر هرم قرار دارند، فرو مي‌ريزد. اما در مدل بازاريابي شبكه‌اي، محصول و خدماتي براي فروش وجود دارد كه توزيع و فروش آن از طريق مشتريان راضي صورت مي‌گيرد؛ در واقع فرد با فروش محصول به افراد ديگر و ترغيب همان افراد براي ارتباط‌گيري با گروه ديگري از افراد و فروش همان محصول، تلاش مي‌كند تا پروسه فروش را ادامه‌دار كند. البته روند اين فرآيند تا جايي است كه كيفيت محصول يا خدمت حفظ شود. علاوه‌بر اين، برعكس سازمان‌هاي هرمي، در نتورك ماركتينگ تنها عضوگيري موضوع اصلي نيست بلكه مرحله بعدي آموزش افراد و توسعه مهارت‌هاي اعضاي گروه است؛ تا فروشنده و هر كدام از زيرمجموعه‌ها بتوانند با يك مشتري بالقوه براي فروش محصولات در تماس باشند و از طريق همان مشتري با مشتري‌هاي بالقوه ديگر ارتباط برقرار كنند. تمام هدفي كه در اين نوع از بازاريابي دنبال مي‌شود، استخدام يا به اصطلاح عضوگيري افراد بيشتر و فروش بيشتر، براي دريافت حقوق يا همان كميسيون بيشتر است.

در ادامه به مهارت‌هايي مي‌پردازيم كه براي موفقيت در نتورك ماركتينگ به آن‌ها نيازمند هستيم.

شروط لازم براي موفقيت در بازاريابي شبكه‌اي

ساختن ارتباطات قوي

يكي از مهارت‌هاي پايه و اساسي در بازاريابي شبكه‌اي، داشتن ارتباطات قوي و تلاش براي ايجاد اعتماد در افراد است. قدرت ساخت روابط صميمي‌تر با افراد اين امكان را مي‌دهد تا نيازها را سريع‌تر شناسايي كنيد و براي تحليل بهتر سوال‌هاي‌تان را سنجيده‌تر مطرح كنيد.

حفظ ارتباطات ايجاد شده

بعد از جلب اعتماد ديگران، نوبت به حفظ و نگه‌داري ارتباطات است؛ از آن‌ها دعوت كنيد تا با برند، محصولات و سابقه شما بيشتر آشنا شوند. بهتر است اين حس را القا كنيد كه تنها به دنبال فروش نيستيد و تلاش مي‌كنيد تا مشكلات را بشناسيد و به نيازها پاسخ بدهيد. در اين مرحله بسياري از كسب‌وكارها با شكست مواجه مي‌شوند؛ چرا كه مشتريان بالقوه به خودي خود به سمت كسب‌وكارها نمي‌آيند و اين وظيفه شما است تا آن‌ها را حفظ كنيد.

شناسايي و گزينش

مورد ديگر، شناسايي مشتريان بالقوه و Lead ها است؛ اينكه بدانيد مخاطب شما دقيقا چه افرادي هستند، از هدر رفت بسياري از هزينه‌ها جلوگيري مي‌كند؛ گزينش دقيق مخاطبان فعلي، تيم فروش آينده شما را مي‌سازد. تكنيك Mirroring هم مي‌تواند در ساخت روابط مفيد باشد؛ تنها كافي است تا حدي به استايل افرادي كه با آن‌ها در ارتباط هستيد، خود را نزديك كنيد تا احساس شباهت را در طرف مقابل ايجاد كنيد.

مهارت مذاكره و عضويت‌گيري

ديگر مهارت‌هايي كه در بازاريابي شبكه‌اي مورد نياز است، مهارت مذاكره و تيم‌سازي در افراد است؛ اينكه بتوانيد افراد را هم براي فروش محصول خود متقاعد كنيد و هم اين توانايي را داشته باشيد تا آن‌ها را به عضويت خود در بياوريد، زيرمجموعه خود را گسترش دهيد و در واقع تيم‌سازي كنيد. ايجاد انگيزه و ترغيب بيشتر آن‌ها به فروش در نهايت هم براي تيم فروش و هم سازمان، منفعت دارد.

ارتباطات قوي، شناسايي مشتريان بالقوه، شناسايي علاقه و نياز آن‌ها و در نهايت هدايت آن‌ها به قيف فروش همگي از مولفه‌هاي اصلي بازاريابي شبكه‌اي هستند. به‌خاطر داشته باشيد كه توسعه مهارت‌هاي فردي در خود و در نهايت در بقيه افراد، شما را به موفقيت در مدل بازاريابي شبكه‌اي نزديك‌تر مي‌كند.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۱ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۰۸:۲۰:۲۷ توسط:macanagency موضوع:

آشنايي با نظريه بازي و نحوه رقابت در كسب‌و‌كار كنوني

در بلاگ‌هاي قبل به ويژگي‌هاي محيط كسب‌و‌كار كنوني اشاره كرديم. پويايي و غير‌قابل پيش‌بيني بودن رخدادهايي كه شركت‌ها، رقبا و به طور كلي فضاي كسب‌و‌كار را تحت تاثير قرار مي‌دهد، اهميت نظريه بازي (Game Theory) را بيش از پيش نموده است. درست مانند يك بازي شطرنج، اينكه رقيب شما چه حركتي انجام داده است و كدام استراتژي را دنبال مي‌كند، اقدامات و استراتژي شما تحت تاثير قرار مي‌گيرد.

در اين بلاگ قصد داريم مفهوم كلي نظريه بازي و نقش آن در تدوين استراتژي كسب‌و‌كار، معيارهاي ارزيابي و عكس العمل در برابر حركات رقيب را بررسي كنيم.

نظريه بازي چيست؟

نظريه بازي، بخشي از علم رياضيات است كه با طراحي سناريوهاي مختلف و در نظر گرفتن تمام حالت‌هايي كه در روابط طبيعي اتفاق مي‌افتد، نتايج حاصل از هر تصميم را پيش‌بيني مي‌كند. با كمك نظريه بازي، شرايط رقابتي و جهت‌گيري سازمان در برابر اقدامات رقبا، مدل‌سازي مي‌شود. طيف به كارگيري اين ابزار، محيط تجاري و كسب‌و‌كار، جنگ‌هاي مهلك، مزايده‌هاي مالي و پديده‌هاي طبيعي را در بر مي‌گيرد.

معيارهاي نظريه بازي

در محيط رقابتي امروزي كه تصميمات استراتژيك و اقدامات تهاجمي يا تدافعي در برابر رقبا به صورت مستمر، شرايط بازي را تغيير مي‌دهد، بازيگران مي‌بايستي موارد زير را مدنظر داشته باشند:

همكاري

روابط بين بنگاه‌ها تنها محدود به رقابت شديد نمي‌شود. گاه شركت‌ها براي رسيدن به شرايط برد-برد، استراتژي‌ همكاري را مدنظر قرار مي‌دهند. مشاركت پپسي و كوكاكولا در پروژه‌هاي زيست ‌محيطي و طرح‌هاي بهداشتي، در كنار رقابت شديد، نمونه‌اي از همكاري‌هاي استراتژيك است. به طور كلي مرز مشخصي ميان رقابت و همكاري در شرايط فعلي كسب‌وكار وجود ندارد. در بسياري از موقعيت‌هاي كسب‌وكار، شركت‌ها از همكاري بيش‌تر سود مي‌برند تا رقابت.

بازدارندگي

در اين شرايط بنگاه در برابر اقدامات رقبا، به آنها هزينه تحميل مي‌كند. كاهش قيمت‌هاي تهاجمي رهبران كسب‌و‌كارها در زمان ورود محصولات رقباي جديد و تازه‌وارد، نمونه‌اي از اقدامات بازدارنده است. در اين شرايط، آگاهي از نقاط قوت و ضعف خود، براي هر سازمان بسيار حائز اهميت است. چرا كه در شرايط رقابت جدي، اتخاذ برخي تصميمات، بيش‌تر از رقبا، به خود شركت آسيب خواهد رساند.

تعهد

اينكه سازمان‌ها به رقابت تهاجمي تعهد داشته باشند و بازي را تا رسيدن به هدف استراتژيك خود دنبال نمايند، اهميت زيادي دارد. براي مثال پس از آنكه ايرباس تصميم گرفت هواپيماي A380 را بسازد، تعهد به پروژه حائز اهميت بود چرا كه هرگونه تعلل و اقدام براي توقف، هزينه بسيار سنگيني را به شركت تحميل مي‌كرد. تعهد داشتن به بازي كسب‌و‌كار، به رقباي شما اين پيام را انتقال مي‌دهد كه شما براي ادامه مسير كسب‌و‌كار مصمم هستيد و آنها در بحث‌هاي رقابتي و سهم بازار، بايد شما را جدي بگيرند.

تغيير ساختار بازي

تكنيك‌هاي خلاقانه و استراتژيك مي‌تواند موقعيت شركت را نسبت به رقبا مستحكم‌تر نمايد. گاه اتحادهاي استراتژيك يا ايجاد رقيب جديد مي‌تواند فرصت‌هاي جديدي را در اختيار سازمان قرار دهد و با تغيير شرايط بازي، فرصت­هاي جديد و سودآوري بيشتري براي سازمان فراهم نمايد.

نكته‌اي كه مي‌بايست به آن توجه كنيد اين است كه در بحث نظريه بازي، نيمي از ساختار بازي به رقيب وابسته است. به همين علت، ضروري است كه همواره رقباي خود را در نظر داشته باشيد و حركات و اقدامات خود را با توجه به واكنش‌هاي رقيب، تنظيم نماييد. اهميت نظريه بازي در شرايطي كه رقبا شباهت زيادي به يكديگر دارند و هر يك قادر به اتخاذ طيف مشابهي از تصميمات استراتژيك است، بيش از پيش مشخص مي‌شود. دامنه اين تصميمات، هزينه تبليغات، معرفي محصول جديد، سهم بازار، ظرفيت توليد و … را در بر مي‌گيرد.

شركت‌هاي امروزي به عنوان بازيگران صنعت و كسب‌و‌كار، همواره با چالش‌هاي غير قابل پيش‌بيني مواجه هستند. ابزار نظريه بازي شرايطي را براي كسب‌و‌كارها فراهم مي‌كند كه با كمك آن، براي رسيدن به اهداف استراتژيك، جهت‌گيري خود را نسبت به رقبا انجام دهد. شركت تبليغاتي مات، با ارائه كليه خدمات تبليغاتي استراتژيك، كسب‌و‌كار شما را قادر مي‌سازد تا از طريق تدوين استراتژي خلاقانه تبليغاتي، از رقباي خود پيشي بگيرد.

 
منبع: شركت تبليغاتي مات

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۱ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۰۷:۲۴:۰۲ توسط:macanagency موضوع:

كارت امتيازي متوازن (BSC) ابزاري براي سنجش عملكرد سازمان

كارت امتيازي متوازن (Balanced Score Card) به عنوان روشي براي سنجش عملكرد سازمان، اولين‌بار توسط رابرت كاپلان و ديويد نورتون مطرح شد. از آنجايي كه در تدوين استراتژي، اهداف بلند‌مدت مدنظر قرار مي‌گيرد، سازمان‌ها بايد عملكرد خود را به طور مستمر در كوتاه مدت، بررسي و پايش كنند تا اطمينان حاصل نمايند كه در مسير اهداف بلند‌مدت و كلان، به درستي پيش رفته‌اند.

كارت امتيازي متوازن چارچوبي را فراهم مي‌كند كه از طريق آن اهداف كوتاه‌مدت مالي و اهداف بلند‌مدت استراتژيك با يكديگر در توازن قرار مي‌گيرند و اين امر منجر به تسريع ارزيابي عملكرد واحدها و بخش‌هاي تجاري مستقل در سازمان مي‌شود. در اين روش، اهداف كلي سازمان به اهداف كوچك‌تر و زمان‌دار تفكيك مي‌شوند. بدين صورت، تمامي افراد شركت و دپارتمان‌هاي مختلف به درستي متوجه مي‌شوند كه چه وظايفي را در چه مدت زماني بايد انجام دهند تا هدف نهايي سازمان، محقق شود.

معيارهاي عملكرد كارت امتيازي متوازن

كارت امتيازي متوازن يك تصوير جامع از وضعيت كنوني شركت و مسير طي شده ترسيم مي‌كند. اين ابزار از چهار جنبه مختلف، عملكرد سازمان را مشخص مي‌نمايد. از طريق پاسخ به پرسش‌هاي زير مي‌توانيم به يك ديد كلي از كسب‌وكار خود دست يابيم.

  1. سهام‌داران چه انتظاري از ما دارند؟ جنبه مالي و فاكتورهايي مانند فروش، رشد درآمد و ميزان حقوق صاحبان سهام به اين پرسش پاسخ مي‌دهند و از اين طريق وضعيت مالي شركت و نحوه عملكرد آن نسبت به گذشته و اهداف تعيين شده، مشخص مي‌شود.
  2. در نظر مشتريان چگونه هستيم؟ هويت برند، ميزان رضايت مشتريان و نحوه خدمت‌رساني، جايگاه كسب‌و‌كار در نزد مشتريان را به خوبي نشان مي‌دهد. عملكرد سازمان در قبال مشتريان از طريق پاسخ به اين پرسش مشخص مي‌شود.
  3. در چه چيزي بايد برتري داشته باشيم؟ فرايندهاي داخلي كسب‌و‌كار، نيروي انساني و مهارت كاركنان، كيفيت انجام كار، صرفه‌جويي و كاهش هزينه‌ها، ميزان بهره‌وري و … عواملي هستند كه سازمان از طريق آنها مي‌تواند به مزيت رقابتي نسبت به رقبايش دست يابد. علاوه بر كسب برتري، انتقال درست پيام و اطلاع آن به مخاطب، امري است كه در تجارت و بازاريابي محيط كسب‌و‌كار كنوني اهميت فراوان دارد.
  4. آيا مي‌توانيم به بهبود و ارزش آفريني ادامه دهيم؟ پس از كسب مزيت رقابتي، حفظ، توسعه و بهبود آن، چالش بزرگي محسوب مي‌شود. هرچه سازمان بتواند از طريق نوآوري و تكنيك‌هاي خلاقيت، چرخه عمر محصول يا خدمت خود را طولاني‌تر كند، عملكرد بهتري نسبت به رقبا خواهد داشت.

جمع‌بندي پاسخ‌هايي كه به چهار پرسش فوق داده مي‌شود، چارچوبي را براي مديران فراهم مي‌كند كه از طريق آن نحوه عملكرد عملياتي را با اهداف بلند‌مدت سازمان مي‌سنجند. براي آنكه كارت امتيازي متوازن، كارايي بيشتري داشته باشد، چهار معيار مشخص شده مي‌بايست به طور مستمر با استراتژي‌ كلان، اهداف كوتاه و بلند مدت، ماموريت و چشم انداز سازمان سنجيده و هماهنگ شوند. به اين ترتيب مي‌توان از انطباق تاكتيك‌هاي اجرايي و اهداف استراتژيك اطمينان حاصل نمود.

با وجود اينكه كارت امتيازي متوازن تصوير جامعي از عملكرد شركت فراهم مي‌كند و منجر به انسجام فعاليت‌هاي بخش‌ها و دپارتمان‌هاي مختلف مي‌شود، به كار گيري آن و ايجاد توازن ميان چهار جنبه مالي، مشتري، فرايندهاي داخلي و نوآوري در عمل چندان ساده نيست. در رويكرد سنتي، عمده تمركز سازمان‌ها در كوتاه مدت بر سودآوري است. همان‌طور كه در بلاگ‌هاي قبلي اشاره كرديم، دنبال‌كردن غير مستقيم سود، تضمين بيشتري از موقعيت و سودآوري براي شركت‌ها فراهم مي‌كند. بسياري از شركت‌هاي موفق كه با شكست روبه‌رو شدند، يكي از علل اصلي افت كسب‌و‌كار خود را تمركز صرف بر سود كوتاه مدت و عدم تطابق اهداف عملياتي و استراتژيك، بيان كرده‌اند.

كارت امتيازي متوازن، يك سيستم برنامه‌ريزي استراتژيك و مديريت عملكرد ايجاد مي‌كند كه از اين طريق مي‌توان از تطابق مسير طي شده با نقشه راه كسب‌و‌كار اطمينان حاصل كرد. به اين ترتيب يك زبان مشترك براي تعريف معيارها و شاخص‌هاي ارزيابي تعريف مي‌شود. بدين ترتيب ارتباطات درون سازماني و سنجش عملكرد كسب‌و‌كار، تسهيل مي‌شود. شركت تبليغات مات با ارائه طيف وسيعي ازخدمات تبليغاتي، كسب‌و‌كار شما را در تدوين و اجراي استراتژي‌هاي خلاقانه تبليغاتي و كسب مزيت رقابتي در شرايط پوياي كسب‌و‌كار كنوني ياري مي‌كند.

 
منبع: شركت تبليغاتي مات

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۸ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۰۷:۱۶:۲۸ توسط:macanagency موضوع:

نقش هوش هيجاني در ديجيتال ماركتينگ

حتماً تا به حال عبارت “هوش هيجاني” را شنيده‌ايد. هوش هيجاني يا هوش عاطفي (Emotional Intelligence) به مفهوم توانايي شناخت و درك احساسات خود و ديگران و مديريت و هدايت اين احساسات به بهترين شكل و متناسب با موقعيت‌هاي گوناگون است. افرادي كه هوش هيجاني بالايي دارند، بهتر مي‌توانند تعارضات را مديريت كنند و ارتباطاتي اثربخش، مثبت و با همدلي بيش‌تر خواهند داشت.

اهميت استفاده از هوش هيجاني در بازاريابي و مديريت بر سازمان‌ها پوشيده نيست. اگرچه بسياري از مديران در مقابل اين ايده مقاومت مي‌كنند و ترجيح مي‌دهند صرفاً بر اساس منطق، مستندات و روندهاي پيشين تصميم‌گيري كنند. موفق‌ترين و بزرگ‌ترين مديران و كارآفرينان توانسته‌اند با تكيه بر هوش هيجاني خود در كنار به كارگيري علم و تجربيات، سازمان و بازار هدف را به خوبي مديريت كرده و با نفوذ به ذهن و قلب مخاطبان و مشتريان، در صنعت خود پيش‌رو باشند.

كاربرد هوش هيجاني در موضوعات بازاريابي و فروش بايد مانند يك بينش و تفكر به تمام بخش‌هاي سازمان منتقل شود تا روابط انساني، عواطف و نيازهاي مخاطبان در مقايسه با سودآوري كسب و كار در اولويت قرار گيرد. استفاده از هوش هيجاني در ديجيتال ماركتينگ يا بازاريابي ديجيتال كه طيف گسترده‌اي از مخاطبان و بازار را هدف قرار مي‌دهد، مي‌تواند در تحقق بسياري از اهداف بازاريابي و داشتن ايده‌هاي خلاقانه و متمايز، موثر واقع شود. امروزه رسانه‌هاي ديجيتال نقش بسيار مهمي در ارتباط كسب و كارها با مخاطبان هدف ايفا مي‌كنند. به همين دليل هوش هيجاني مي‌تواند در زمينه‌ي تعامل و ارتباط هدفمند با مخاطبان در اين رسانه‌ها، برانگيختن احساسات مخاطب و ترغيب آنان به تفكر و انجام عملي خاص مانند خريد، به طرز شگفت‌انگيزي مفيد واقع شود. جالب است بدانيد تنها حدود يك سوم مشتريان، از سوي برند مورد علاقه‌ي خود حس همدلي و درك شدن را دارند و عملكرد آن برند را مطابق با نيازها و سليقه‌ي خود مي‌پندارند.

مي‌توان هوش هيجاني را از ديدگاه بازاريابي در 5 بخش زير تعريف كرد:

  • خودآگاهي: هويت برند خود را بشناسيد و بدانيد ديگران درباره‌ي برند شما چه برداشت يا احساسي دارند؟ چه چيزي به آن‌ها ارائه مي‌كنيد؟ چرا شما را دوست دارند يا از شما فاصله مي‌گيرند؟
  • انگيزه: هدف اصلي و انگيزه‌ي شما از بازاريابي چيست؟ اين هدف چگونه مخاطبانتان را تحت تاثير قرار مي‌دهد يا چه سودي براي آنان دارد؟ كدام واكنش مخاطبان در شما انگيزه‌ي لازم را ايجاد مي‌كند؟
  • همدلي: آيا در فعاليت‌هاي بازاريابي خود، خلق ارزش، علايق و نيازهاي مشتري را در نظر مي‌گيريد يا صرفاً انجام تراكنش براي شما اهميت دارد؟ محصول يا خدمت شما در نهايت كدام يك از مشكلات يا نيازهاي مشتري را رفع مي‌كند و چه تاثيري در زندگي او خواهد داشت؟
  • خود تنظيمي يا Self-regulationآيا قادريد عوامل مُخل در نظم يا روند كار خود را كنترل كنيد؟ تا چه حد درمقابل تغييرات غير قابل پيش‌بيني انعطاف‌پذير هستيد؟ تا چه ميزان از تفكرات متفاوت و نظرات افراد درباره‌ي خود تاثير مي‌پذيريد؟
  • مهارت‌هاي اجتماعي: آيا مي‌توانيد پيام خود را به طور صحيح به مخاطبان برسانيد و با آن‌ها ارتباط موثر برقرار كنيد؟ آيا نسبت به مخاطبان خود شفافيت و صداقت داريد؟ تا چه حد به آن‌ها گوش مي‌دهيد؟ آيا مهارت‌هاي اجتماعي شما با هويت برند هم‌راستا است؟

 

5 مزيت استفاده از هوش هيجاني در ديجيتال ماركتينگ

افزايش ترافيك وب‌سايت

زماني‌كه پرسوناي مخاطب را به درستي شناسايي كرده و با استفاده از هوش هيجاني، علايق و تمايلات آنان را دريافته باشيد، مي‌توانيد حدس بزنيد كاربران از چه كلمات كليدي يا عباراتي در جست و جو استفاده مي‌كنند و چه قصدي دارند. سپس مي‌توانيد محتواي خود را بر اين اساس بهينه كرده تا مخاطب بتواند به راحتي وب‌سايت شما را بيابد. در نتيجه، بهينه‌سازي موتورهاي جست و جو(SEO) موجب افزايش ترافيك وب‌سايت خواهد شد.

افزايش نرخ تبديل

به كمك هوش هيجاني مي‌توانيد دريابيد وجود چه عواملي در لندينگ پيج يا صفحه فرود، در بهينه‌سازي نرخ تبديل مخاطبان شما اثرگذار است. براي مثال، اغلب مخاطبان، تماشاي ويديوي آموزشي درباره‌ي يك محصول و ويژگي‌هاي متمايز آن را به مطالعه‌ي يك متن طولاني ترجيح مي‌دهند. به اين ترتيب، با مشاهده‎‌ي ويديو و دريافت اطلاعات لازم، حس خوبي در مخاطب ايجاد مي‌شود كه وي را به كليك كردن روي CTAترغيب مي‌كند. بنابراين، بايد با توجه به پرسوناي مخاطب و هدف خود از طراحي لندينگ پيج، بايد بهترين نوع محتوا را براي جلب توجه و رضايت آن‌ها انتخاب كنيد.

توليد Lead

استفاده از هوش هيجاني در مراحل توليد Lead و ايجاد مشتريان راغب به استفاده از محصول يا خدمت شما بسيار موثر است. به ميزاني كه با مشتريان احساس همدلي داشته و احساسات و علايق آن‌ها را محترم شماريد، بيش‌تر به سمت شما جذب خواهند شد.

وفاداري مشتري

همان‌گونه كه اشاره شد، اهميت دادن به نيازها، خواسته‌ها و ايجاد ارزش براي مشتري، موجب رضايت و وفاداري مشتري خواهد شد. درنتيجه، مديريت Lead و استفاده از هوش هيجاني مي‌تواند اين فرآيند را تسريع كرده و تير شما را به هدف بزند.

افزايش نرخ بازگشت سرمايه يا ROI

با اين وجود كه هدف از به‌كارگيري هوش هيجاني در بازاريابي، تعامل هدفمند، مديريت احساسات، ايجاد ارزش و نفوذ به ذهن و قلب مشتريان است و سودآوري در اولويت بعدي قرار مي‌گيرد، اما افزايش نرخ تبديل و مشتريان وفادار به افزايش نرخ بازگشت سرمايه (ROI) مي‌انجامد.

 

آژانس ديجيتال ماركتينگ ماكان به كسب و كار شما كمك مي‌كند تا با استفاده از هوش هيجاني، از مزاياي ديجيتال ماركتينگ در بيشترين حد ممكن بهره‌مند شويد.

منبع: آژانس ديجيتال ماركتينگ ماكان


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۸ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۱۲:۵۴:۱۴ توسط:macanagency موضوع:

هرآنچه بايد در مورد مزيت رقابتي و پيشي‌گرفتن از رقبا بدانيد

در بلاگ‌هاي قبل به مهم‌ترين ويژگي‌هاي محيط كسب‌و‌كار كنوني اشاره كرديم. پويايي محيط و رشد سريع تكنولوژي، سازمان‌ها را در شرايطي قرار مي‌دهد كه براي باقي‌ماندن در عرصه رقابت بايد در استراتژي‌هاي خود بازنگري كنند. هدف از طراحي استراتژي در هر سازمان، كسب مزيت رقابتي است. از طريق مزيت رقابتي، سازمان قادر خواهد بود تا با پيشي گرفتن نسبت به رقبا، به سودآوري و سهم بازار بيشتر دست يابد. در اين بلاگ قصد داريم ماهيت و انواع مزيت رقابتي را كه فلسفه وجودي هر سازمان است، بررسي كنيم.

مزيت رقابتي چيست؟

مزيت رقابتي شامل مجموعه عوامل و قابليت‌هايي است كه از طريق آنها شركت مي‌تواند سودآوري بيشتري نسبت به رقبا كسب كند. در حقيقت، مزيت رقابتي، منجر به برتري شركت در مقايسه با رقبا در نزد مشتري مي‌شود. براي مثال اپل در طراحي و نوآوري مزيت دارد. ارائه خدمات ارزان‌تر در صنعت خرده‌فروشي توسط وال‌مارت يك مزيت رقابتي محسوب ‌مي‌شود. سرعت خدمت‌رساني بالا و تحويل به موقع، فاصله فدكس را در صنعت خدمات پستي، از ساير فعالان اين حوزه، بيش‌تر كرده است.

چنانچه سازمان بتواند نقاط قوت داخلي خود را با فرصت‌ها و عوامل موفقيت بيروني تطبيق دهد، به مزيت رقابتي دست مي‌يابد. اين شرايط منجر به سودآوري و كسب درآمد براي شركت شده و امكان پيشي گرفتن از رقبا براي سازمان فراهم مي­شود. مزيت رقابتي يك پديده ثابت و هميشگي نيست، بلكه در اثر تغيير ايجاد مي‌شود و به دليل شكل‌گيري يك جريان رقابتي، احتمال دارد با تقليد رقبا از بين برود.

انواع مزيت رقابتي

مايكل پورتر سه استراتژي عمومي كه سازمان­ها از طريق آنها مي‌توانند نرخ سودآوري بالاتري نسبت به رقبا كسب كنند را تعريف مي‌كند:

  • مزيت هزينه: ارائه محصول يا خدمتي ارزان‌تر نسبت به رقبا. شركت‌ها از طريق توليد محصولات در حجم بالا كه منجر به صرفه‌جويي ناشي از مقياس مي‌شود يا قدرت چانه‌زني براي صرفه‌جويي در تامين مواد اوليه قادر خواهند بود، هزينه تمام شده محصول يا خدمت خود را كاهش دهند. باز طراحي مجدد محصولات هم مي‌تواند در هزينه‌ها صرفه‌جويي كند. شركت فولكس واگن هزينه‌هاي توسعه و قطعات محصول خود را با طراحي مجدد 30 مدل مختلف خود در چهار پلتفرم مجزا كاهش داد.
  • مزيت تمايز: ارائه محصول يا خدمتي كه نسبت به ساير محصولات متمايز بوده و مشتري مايل باشد قيمتي بيش‌تر به دليل هزينه تمايز آن پرداخت نمايد. آمازون با ارائه خدمات متمايز در كتاب‌فروشي آنلاين، توانست بسياري از مرزهاي كسب‌و‌كار را جابه‌جا كند. تمايز در مقايسه با هزينه، مبناي مطمئن‌تري براي مزيت رقابتي است. چرا كه موقعيت مزيت هزينه ممكن است به دليل رقبايي كه در كشورهاي ارزان فعاليت مي‌كنند يا عدم قطعيت محيط كسب‌و‌كار و نوسانات بازار ارز، به خطر بيفتد. محصول يا خدمتي كه شما ارائه مي‌دهيد مي‌تواند از نظر ويژگي و عملكرد، تكنولوژي به كار گرفته شده، كيفيت و … از محصولات و خدمات رقبايتان متمايز باشد.

نكته­اي كه بايد به آن توجه كنيد اين است كه تمايز صرفا به مشخصات فيزيكي يك محصول محدود نمي‌شود. زمينه‌هاي ايجاد تمايز در تمامي محيط كسب‌و‌كار، ابعاد مختلف ارتباط با مشتري و نحوه خدمت‌رساني وجود دارد.

  • تمركز: تمركز به معناي اجراي استراتژي در بخش مشخصي از صنعت مي‌باشد. در حقيقت كسب‌و‌كارها حوزه فعاليت خود را براي اجراي استراتژي رهبري هزينه يا تمايز، محدود مي‌كنند و به جاي اينكه كل صنعت را در نظر بگيرند، حوزه مشخص و محدودي را براي فعاليت انتخاب مي‌كنند.

شركت‌ها از طريق ايجاد مزيت رقابتي، درآمد كسب مي‌كنند. بنابراين براي استفاده از فرصت‌هايي كه منجر به خلق مزيت رقابتي مي‌شوند بايد محيط كسب‌و‌كاري كه در آن فعاليت مي‌كنيم را به دقت بشناسيم و از طريق نقاط قوت و توانمندي‌هاي سازماني به سودآوري برسيم. نكته قابل توجه در طراحي استراتژي براساس مزيت رقابتي آن است كه رهبري هزينه و تمايز، عمدتا دو استراتژي ناسازگار هستند. بدين معنا كه اگر بنگاهي بخواهد هر دو استراتژي را به صورت هم‌زمان دنبال كند، علاوه بر سودآوري كم، ميان مجموعه­ متناقضي از قراردادهاي سازماني و عملكرد ضعيف، درجا مي‌زند.

تبليغات، ابزار اصلي تاثيرگذاري و تقويت ادراك مشتري است. امروزه تاثيرگذاري تبليغات سنتي در مقابل تبليغات دهان به دهان و وايرال ماركتينگ (بازاريابي ويروسي) كم‌تر شده است. تبليغات نوين، كم‌تر بر مشخصات محصول و بيش‌تر بر تجربه برند، هويت قومي، ارزش‌هاي مشترك و گفتگوي احساسي تمركز مي‌كنند. شركت تبليغاتي مات با ارائه كليه خدمات بازاريابي، كسب‌و‌كار شما را در ايجاد و حفظ مزيت رقابتي و سودآوري بيش‌تر ياري مي‌كند.

منبع: شركت تبليغاتي مات


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۵ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۰۶:۵۵:۱۶ توسط:macanagency موضوع: