marketing

اهميت استفاده از محتواي هوشمند يا دايناميك در ديجيتال ماركتينگ

تصور كنيد براي خريد يك محصول، به يك وب‌سايت سر زده‌ايد و دقيقاً آنچه به آن نياز داريد پيش روي شما ظاهر شده‌است! قطعاً در اين صورت نه تنها به سرعت به هدف خود دست يافته‌ و احساس خوبي داشته‌ايد، بلكه تجربه‌اي از يك خريد موفقيت آميز در ذهن شما حك شده است. در توليد محتواي دايناميك يا محتواي هوشمند با شخصي‌سازي محتوا متناسب با نيازها، علايق، پيشينه‌ي رفتار كاربر و در حالت كلي‌تر بر اساس پرسوناي مشتري، پيشنهادات متفاوتي از محصولات و خدمات را به كاربر ارائه شده و در برخي موارد وي به نسخه‌ي متفاوتي از صفحات فرود هدايت مي‌شود. بسياري از شركت‌هاي بزرگ و صاحبان كسب و كارهاي تجارت الكترونيك، شخصي‌سازي محتوا را متناسب با پيشرفت تكنولوژي، فضاي رقابتي و تغييرات بازار ضروري دانسته و آن را در تبديل بازديد كننده به مشتريان وفادار بسيار اثربخش ارزيابي كرده‌اند. به اعتقاد آنان، تجربيات خريد اغلب مشتريان، عادات خريد آنان را شكل داده و به همين دليل، ارائه‌ي محتواي دايناميك يكي از بهترين راه‌هايي است كه با هزينه‌ي كمتر، مي‌تواند علاوه بر افزايش رضايت در مشتريان، آنان را مجدد به سمت برند شما بازگرداند.

اهميت آشنايي با پرسوناي مخاطب در توليد محتواي دايناميك يا هوشمند

در گذشته يك استراتژي يكسان بازاريابي مي‌توانست براي تبديل تمام مخاطبان به مشتري به كار برده شود. امروزه با پيشرفت تكنولوژي و افزايش دانش و آگاهي مشتريان و كسب و كارها، هرچه بيشتر و دقيق‌تر مخاطبان را بشناسيد و به اطلاعات ضروري از آنان دست يابيد، مي‌توانيد با شخصي‌سازي محتوا و توليد محتواي هوشمند، خود را با نيازها و سليقه‌ي مخاطب تطبيق داده و در نتيجه با كوتاه كردن مسير قيف فروش، نرخ تبديل را در زمان كمتري افزايش دهيد. به كارگيري تكنولوژي هوش مصنوعي در بهبود تجربه مخاطب و پيش‌بيني رفتار او موثر بوده و به توليد محتواي شخصي‌سازي شده كمك مي‌كند. براي دانستن اينكه چه كسي دقيقاً به چه چيزي احتياج يا علاقه دارد، علاوه بر اطلاعاتي كه از فرآيند شناسايي پرسوناي مخاطب به دست آورده‌ايد، لازم است بدانيد مخاطب پيش از اين از چه طريقي وارد وب‌سايت شما شده، كدام مسير را در وب‌سايت دنبال كرده و آيا اين فرآيند در نهايت به خريد يا انجام عمل مورد نظر شما منجر شده است يا خير. در يك جمله مي‌توان گفت: داشتن اطلاعات كافي از پرسوناي مخاطب، شاه‌كليد موفقيت در توليد محتواي دايناميك است.

مثال‌هايي از محتواي هوشمند

شخصي‌سازي نتايج جست و جو توسط گوگل

يكي از رايج‌ترين مثال‌هاي نمايش محتواي هوشمند و شخصي‌سازي شده، نتايج جست و جوي گوگل است. گوگل متناسب با كلمات كليدي وارد شده توسط هر كاربر، مشخصات پروفايل و تاريخچه‌ي جست و جوهاي قبلي او، نتايجي متناسب و متفاوت را به او پيشنهاد مي‌دهد. به علاوه، عبارات پيشنهادي گوگل متناسب با عبارات جست و جو، اين فرآيند را براي كاربران ساده‌تر مي‌كند. به علاوه، Google Ads نمونه‌ي بارز تبليغات دايناميك هستند. تبليغات گوگل، امكان انطباق نمايش تبليغات، متناسب با كلمات كليدي و عبارات جستجو شده توسط كاربر را براي شما فراهم مي‌كند.

 

فروشگاه‌هاي آنلاين

وب‌سايت Amazon نمونه‌ي خوبي براي نمايش محتواي هوشمند است. براي مثال پس از ورود به سايت در صفحه‌ي اصلي، محصولات مرتبط را با توجه به كشور محل سكونت، تكرار سفارشات، سفارشات اخير، بازديدها، جستجوها، ليست علاقه‌مندي‌ها يا درج نظرات قبلي شما براي‌تان به نمايش در مي‌آورد. نمايش محصولات كاربردي و مورد علاقه‌ي شما مي‌تواند علاوه بر صرفه‌جويي در وقت، احساس رضايت بيشتري در شما نسبت به برند ايجاد كرده و تجربه كاربري خوبي براي‌تان رقم بزند.

از ديگر مثال‌هاي كاربرد محتواي هوشمند در وب‌سايت‌ها مي‌توان به اين موارد اشاره كرد:

  • نمايش خدمات يا محصولات مرتبط با محل سكونت افراد (با كمك اطلاعات حاصل از فرآيند هدف‌گذاري جغرافيايي)
  • نمايش CTA مخصوص هر كاربر متناسب با موقعيت جغرافيايي، زبان مرورگر، ميزان وفاداري، تعداد تراكنش‌هاي پيشين
  • ارسال پيام‌هاي شخصي‌سازي شده شامل پيشنهادات ويژه و تخفيف‌ها

كمپين‌هاي ايميلي

محتواي ارسال شده در كمپين‌هاي ايميلي مي‌تواند متناسب با هر پرسوناي مشتري متغيير بوده و شامل پيشنهادات يا اطلاعات شخصي‌سازي شده و متناسب با پرسوناي مخاطب باشد.

لندينگ پيج‌ها يا صفحات فرود

طراحي لندينگ پيج‌ها يا صفحات فرود مي‌تواند بر اساس پروفايل كاربر، كلمات كليدي و عبارات مورد استفاده در جستجو، خصوصيات دموگرافيك و عوامل متعدد ديگري از اين دست متفاوت باشد و با نمايش محتواي شخصي‌سازي شده، علاوه بر القاي حس مثبت به كاربر، ما را به هدف مورد نظر لندينگ پيج نزديك كند.

فرم‌هاي اختصصاصي

با توجه به اينكه مشخصات دموگرافيك، نيازها، اهداف، يا ويژگي‌هاي دلخواه مشتري متغير هستند، فرم‌هاي موجود در يك وب‌سايت مي‌توانند به صورت دايناميك طراحي شوند، به اين مفهوم كه با توجه به اطلاعات وارد شده توسط مشتري، تغيير كنند. به عنوان مثال، پس از انتخاب جنسيت مذكر، قسمت مربوط به پر كردن اطلاعات سربازي در فرم ظاهر مي‌شود.

مزاياي استفاده از محتواي هوشمند يا دايناميك

به طور كلي مي‌توان مزاياي توليد محتواي دايناميك ر در اين موارد خلاصه كرد:

 

در نهايت مي‌توان گفت توليد محتواي هوشمند يا دايناميك براي بسياري از كسب و كارهاي فعال در زمينه‌ي ديجيتال ماركتينگ جهت ايجاد تمايز نسبت به رقبا، جلب رضايت مخاطبان، افزايش سودآوري و بسياري مزاياي ديگر كه به آن اشاره شد، بسيار ضروري است.

منبع: آژانس ديجيتال ماركتينگ ماكان


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲ خرداد ۱۳۹۸ساعت: ۱۲:۰۰:۱۰ توسط:macanagency موضوع:

آشنايي با انواع معماري برند و پيامدهاي آن

هدف اصلي پياده‌سازي استراتژي برندينگ، ساخت يك برند قدرتمند است. چرا كه داشتن يك استراتژي برندينگ موثر و برند قوي، در نهايت به افزايش نرخ بازگشت سرمايه‌يكسب و كارها منجر مي‌شود.

معماري برند يا Brand Architecture، چگونگي سازماندهي، مديريت و ورود به بازار را براي تمامي برندهاي يك سازمان تدوين كرده و پياده‌سازي استراتژي‌هاي برندينگ را ساده مي‌كند. معماري برند را مي‌توان صورت بيروني استراتژي گسترش كسب و كار دانست. معماري برند در صورتي كارآمد است كه با توجه به شناخت صحيح از بازار و استراتژي برند رقبا، به درستي تعريف و تدوين شده و با اهداف و چشم‌انداز كسب و كار شما هم‌راستا باشد. مدل‌هاي متنوعي از معماري برند موجودند. در اين مقاله به معرفي ۳ مدل مشهور در معماري برند مي‌پردازيم.

Branded House

در معماري Branded House يا Corporate Brand Architecture، كمپاني اصلي به عنوان منبع اصلي هويت تمام برندها قرار گرفته و به عبارتي مانند برند مادر، به برندهاي زيرمجموعه خود اعتبار مي‌بخشد. در اين حالت، استراتژي هريك از محصولات جداگانه اما هم‌راستا با برند مادر تدوين مي‌شود و غالباً نام برند مادر يا بخشي از آن را به دوش مي‌كشند. براي مثال: خانواده محصولات برند اپل شامل iPhone, iPad, iTunes, iCloud و… داراي سبك معماري Branded House هستند. مثال ديگري از Branded House كمپاني گوگل است كه زيرمجموعه‌هاي زيادي از جمله Google Drive, Google Translate, Google Calendar, Gmail, Google News و… دارد.

House of Brands

در اين سبك از معماري برند، بر خلاف مدل قبلي، برندهاي زيرمجموعه داراي هويت مستقل بوده و كاملاً جداگانه عمل مي‌كنند. ممكن است اين برندها از جهت محصولات، خدمات و  سهم بازار بسيار متفاوت باشند. در معماري House of Brands، صحبتي از برند مادر به ميان نمي‌آيد و در بسياري از موارد ممكن است حتي مصرف‌كنندگان با وجودوفاداري به برند زير مجموعه، برند مرجع را نشناسند. براي مثال، كمپاني (Procter and Gamble)P&G برند مرجع برندهاي معروف Tide, Pampers, Gillette, Head & Shoulders, Crest, Always و … است. همچنين برندهاي Snickers, M&M, Orbit, Extra, Twix و … برندهاي زيرمجموعه‌ي برند Mars هستند.

Hybrid

در اين سبك از معماري برند از تركيب دو مدل فوق استفاده مي‌شود، به گونه‌اي كه برند مرجع، برندي شناخته شده است و خودش به عنوان يكي از زيرمجموعه‌ها فعاليت كرده و برندهاي زيرمجموعه‌ي ديگر با گذشت زمان به صورت مستقل گسترش مي‌يابند. برندهايي مانند Pepsi-co و Amazon وCoca-Cola  از استراتژي تركيبي براي گسترش برند خود استفاده مي‌كنند. معمولاً زمينه‌ي به‌كارگيري استراتژي تركيبي هنگامي فراهم است كه يك برند مشهور و قدرتمند، محصول خود را روانه‌ي بازار كرده ‌است و تمايل دارد كسب و كار خود را با توليد محصولات متفاوت، گسترش داده و يا به طور مستقل به بخش‌هاي جديدي از بازار ورود كند.

گسترش برند، يك شمشير دولبه!

به طور كلي مي‌توان گفت گسترش برند شمشيري دولبه است و انتخاب نوع معماري برند، نقش بسيار تعيين كننده‌اي در موفقيت استراتژي‌هاي برندينگ و توسعه‌ي برند شما دارد. براي مثال انتخاب استراتژي Branded House به صورت پيش‌فرض مي‌تواند ريسك كمتري در مقايسه با مدل‌هاي House of Brands و تركيبي داشته باشد و مديريت آن ساده‌تر خواهد بود.

لازم است بدانيد استراتژي‌هاي گسترش برند يا Brand Extension الزاماً موفقيت آميز نيستند. در ادامه جهت آشنايي بيشتر با پيامدهاي گسترش برند و ريسك‌هاي آن، به توضيح دو مفهوم Brand Cannibalization  و Brand Delusion مي‌پردازيم.

Brand Delusion

اين پديده زماني اتفاق مي‌افتد كه يك برند، در استراتژيهاي گسترش برند خود اشتباه عمل كرده و با ورود به بخش‌هاي نامربوط بازار، به هويت برند اصلي و پرچم‌دار خود آسيب مي‌رساند. براي مثال، كمپاني Levi’s برندي سرآمد در توليد محصولاتي راحت، بادوام و مناسب براي استفاده‌ي روزانه است. در اوايل دهه‌ي 1980 ميلادي، برند Levi’s با وجود سهم بازار وسيع، تصميم به گسترش هرچه بيشتر آن گرفت. يكي از استراتژي‌هاي گسترش اين برند، توليد كت‌هاي كلاسيك مردانه بود. اين محصول، هويتي متفاوت از برند Levi’s داشت و به همين سبب مشتريان نتوانستند به آن اعتماد كنند. در نتيجه، نه تنها اين استراتژي موفقيت آميز نبود، بلكه سبب شد به چهره‌ي شناخته شده‌ي اين برند معروف خدشه وارد شود.

Brand Cannibalization

پديده‌ي Brand Cannibalization هنگامي رخ مي‌دهد كه پس از گسترش برند، محصول جديد بخشي از سهم بازار محصولات قبلي برند مرجع را از آن خود مي‌كند. توجيه شركت‌ها براي انجام اين كار اين است كه اختصاص يافتن بخش اعظم فروش به محصول يا برند جديد، نرخ بازگشت سرمايه را بيشتر افزايش مي‌دهد. با اين حال، ممكن است استراتژي هدايت مشتريان در قيف فروش به سمت محصول جديد، همواره درست از آب درنيامده و به شكست منجر شود. به عنوان مثال، گسترش برندهاي اكتيو و اوه كه هويت نسبتاً مشابهي در ذهن مخاطبان خلق كرده‌اند، مي‌تواند مثال موفقي از Brand Cannibalization براي شركت گلرنگ باشد.

منبع: آژانس ديجيتال ماركتينگ ماكان


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲ خرداد ۱۳۹۸ساعت: ۱۱:۱۵:۱۵ توسط:macanagency موضوع:

انواع تحقيقات بازار و فاكتورهاي قابل بررسي از طريق تحقيقات بازار

در بلاگ‌هاي پيشين در رابطه با اهميت تحقيقات بازار در موفقيت كسب‌و‌كار سخن گفتيم. شناخت پرسوناي مخاطب و جامعه هدف از اولين گام‌هاي طراحي كمپين‌هاي تبليغاتي، معرفي محصول جديد و پروژه‌هاي آگاهي از برند است. در اين بلاگ قصد داريم ضمن معرفي انواع تحقيقات بازار، به فاكتورهايي كه از طريق تحقيقات بازار مي‌توانند مورد بررسي قرار بگيرند، بپردازيم.

فاكتورهاي قابل بررسي از طريق تحقيقات بازار

فرايندي كه از طريق آن اطلاعات مشتريان بالقوه و جامعه هدف براي كشف نيازها و خواسته‌هاي آن‌ها گردآوري مي‌شود را تحقيقات بازار مي‌ناميم. تحقيقات بازار يكي از اقدامات ضروري كسب‌و‌كارها پيش از آغاز پروژه‌هاي بازاريابي و ورود به بازارهاي جديد است. فاكتورهايي كه با انجام تحقيقات بازار قادر به بررسي آن‌ها هستيم عبارتند از:

روندهاي موجود در بازار

در بحث پيرامون چرخه عمر محصول و ماتريس رشد – سهم بازار اشاره كرديم كه با پيشرفت سريع تكنولوژي و تغييرات محيط كسب‌و‌كار، الگوهاي موجود به سرعت در حال تغيير هستند. تحقيقات بازار با شناسايي روندهاي موجود در بازار، رهبران كسب‌و‌كار را در اتخاذ تصميمات استراتژيك در مراحل مختلف چرخه عمر محصول ياري مي‌كند.

بخش‌بندي بازار

تقسيم بازار براساس موقعيت جغرافيايي، خصوصيات جمعيت‌شناختي و … از اولين گام‌هاي طراحي استراتژي رقابتي است. تحليل داده‌هايي كه تحقيقات بازار در اختيار بنگاه‌ها قرار مي‌دهد، كسب مزيت رقابتي را براي شركت آسان‌تر مي‌كند.

تحليل رقبا

در فضاي پيچيده رقابتي كنوني، اطلاعات، قدرت است. هرچه داده‌ها و اطلاعات بيشتري از نحوه رقابت و ميزان قدرت رقباي خود داشته باشيد، شانس بيشتري براي پيشي‌گرفتن از آن‌ها خواهيد داشت. بسياري از استراتژي‌هاي رقابتي با توجه به نقشه و حركات رقيب تجاري، تغيير مي‌كنند. شرايط محيط رقابتي، استراتژي‌هاي قيمت‌گذاري، نيازها و خواسته‌هاي مصرف‌كنندگان از طريق تحقيقات بازار، قابل دستيابي هستند.

تحليل SWOT

يكي از ابزارهاي استراتژيك براي طراحي استراتژي رقابتي، تحليل SWOT است كه با در نظر گرفتن نقاط قوت و ضعف شركت، فرصت‌ها و تهديدهاي محيط خارجي، موقعيت شركت را در دنياي كسب‌و‌كار مشخص مي‌نمايد و به رهبران اجازه مي‌دهد با توجه به موقعيت، برنامه رقابتي خود را طراحي كنند. با استفاده از نتايج تحقيقات بازار، شركت از فرصت‌ها و تهديدهاي محيط بيروني آگاه مي‌شود. براي مثال تغيير سليقه مشتريان، كاهش تقاضاي محصولات، افزايش بودجه تبليغات شركت‌هاي رقيب نوعي تهديد براي كسب‌و‌كار هستند. تحقيقات بازار كارامد، نقطه قوتي است كه هر سازمان از طريق آن مي‌تواند از فرصت‌هاي بيروني حداكثر استفاده را نمايد.

انواع تحقيقات بازار

در ادامه به معرفي انواع تحقيقات بازار كه توسط كسب‌و‌كارها مورد استفاده قرار مي‌گيرد، مي‌پردازيم.

تحقيقات بازار اوليه

منظور از تحقيقات بازار اوليه، جمع‌آوري اطلاعات توسط بنگاه يا كسب‌وكار براي بهبود در سطح عملكرد، خدمات يا فعاليت‌ها است. در تحقيقات بازار اوليه كه با عنوان تحقيقات ميداني نيز شناخته مي‌شود، با مجموعه مشخص و مرتبطي از داده‌ها روبه‌رو هستيم كه از طريق سوالات مشخص حاصل مي‌شوند. اين شيوه، يكي از متداول‌ترين و در عين حال موثرترين شيوه‌هاي تحقيقات بازار است كه اطلاعات كمي و كيفي را در اختيار تصميم‌گيران قرار مي‌دهد.

تحقيقات بازار ثانويه

برخلاف تحقيقات بازار اوليه كه بر گردآوري اطلاعات مشخص پيرامون يك موضوع تاكيد دارد، اين تكنيك حوزه تمركز وسيع‌تري داشته و به اطلاعات به دست آمده از چندين منبع تكيه مي‌كند. منابع مختلفي مانند داده‌ها و گزارشات دولتي، روزنامه‌ها، مجلات، اينترنت و … در اين اين شيوه مورد استفاده قرار مي‌گيرند. يكي از مزاياي انجام تحقيقات بازار ثانويه، اين است كه در مدت زمان كوتاه و اغلب به صورت رايگان قابل انجام است.

تحقيقات بازار كيفي

اين نوع از تحقيقات بازار عمدتا با شاخصه‌هاي كيفي مانند احساسات و يا ديگاه مشتري پيرامون يك محصول يا خدمت سر و كار دارد. تحقيقات بازار كيفي بر آنچه كه در ذهن مشتري مي‌گذرد، تمركز مي‌كند. مصاحبه‌هاي حضوري و يا گروه‌هاي تمركز نمونه‌هاي رايجي از تحقيقات بازار كيفي هستند.

تحقيقات بازار كمي

داده‌هاي كمي، آمار و ارقام و گزارشات عددي پيرامون موضوعات مختلف، از طريق تحقيقات بازار كمي حاصل مي‌شوند. اين اطلاعات در هر دو گروه تحقيقات بازار اوليه و ثانويه وجود دارند. پرسش‌نامه‌ها، داده‌هاي سبد خريد مشتريان و گزارشات مالي نمونه اين تحقيقات هستند. داده‌هاي كمي، نقش قابل ملاحظه‌اي در تعيين سهم بازار بنگاه ايفا مي‌كنند.

نكته قابل توجه در دسته‌بندي انواع تحقيقات بازار آن است كه داده‌هاي كمي و كيفي در هر دو نوع تحقيقات بازار اوليه و ثانويه وجود دارد، به عبارت ديگر، تحقيقات بازار كمي و كيفي، در هر دو دسته تحقيقات بازار اوليه و ثانويه مشاهده مي‌شوند. تحقيقات بازار كافي و جامع، يكي از ابزارها و نقاط قوت كليدي كسب‌و‌كارها براي باقي‌ماندن در محيط پيچيده رقابتي است. كوتاه شدن چرخه عمر محصولات، پيشرفت تكنولوژي و تغيير سريع در نيازها و خواسته‌هاي مشتريان، شناخت محيط و آگاهي مستمر از شرايط رقابتي را براي بنگاه‌ها ضروري كرده است. شركت تبليغاتي مات با ارائه طيف وسيعي از خدمات تبليغاتي و انجام پروژه‌هاي تحقيقات بازار، كسب‌و‌كار شما را در تدوين و اجراي استراتژي‌هاي بازاريابي و كسب مزيت رقابتي ياري مي‌كند.

منبع: شركت تبليغاتي مات


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۸ساعت: ۰۹:۳۳:۴۳ توسط:macanagency موضوع:

يك تبليغ تلويزيوني جذاب چه خصوصياتي دارد؟

تبليغات تلويزيوني يكي از موثرترين و شناخته‌شده‌ترين روش‌هاي اطلاع‌رساني است كه بنگاه‌هاي مختلف كسب‌و‌كار براي برقراري ارتباط با مخاطبان از آن بهره مي‌گيرند. انتقال پيام برند به ميليون‌ها نفر در مدت زمان كوتاه، تلويزيون را به يكي از جذاب‌ترين رسانه‌ها براي اطلاع‌رساني به مخاطب تبديل كرده است. در اين بلاگ قصد داريم تبليغات تلويزيوني را با جزئيات بيشتري مدنظر قرار دهيم و ويژگي‌هايي را كه يك تبليغ تلويزيوني براي موفقيت بايد دارا باشد، بررسي كنيم.

ويژگي‌هاي يك تبليغ تلويزيوني موثر

يك تبليغ تلويزيوني براي اثرگذاري بيشتر مي‌بايست داراي ويژگي‌هاي زير باشد:

مرتبط بودن

آگهي تبليغاتي شما مي‌بايست با برند و مخاطبان شما ارتباط داشته باشد؛ در غير اين صورت يا به خاطر سپرده نمي‌شود يا به يك تبليغ موثر براي برند شما تبديل نخواهد شد. قبل از هرگونه اقدام، استراتژي‌هاي تبليغاتي خود را مرور كنيد. بررسي نتايج كمپين‌هاي تبليغاتيپيشين، رصد رفتار رقبا و تحقيقات بازار، به شما در طراحي محتواي تبليغاتي مرتبط كمك مي‌كند.

شفافيت

زمان، يكي از فاكتورهاي قابل توجه در تبليغات تلويزيوني است. شما مدت زمان كوتاهي براي معرفي برند، محصول يا خدمات خود در اختيار داريد، به همين دليل مي‌بايست پيام خود را بسيار شفاف و قابل توجه به مخاطبان منتقل كنيد تا بهتر و بيشتر از ساير پيام‌ها، به خاطر سپرده شود. براي معرفي خود تا لحظات پاياني پيام، صبر نكنيد. از كل مدت زماني كه در اختيار داريد، به بهترين شيوه ممكن براي تاثيرگذاري استفاده كنيد.

خط داستاني مشخص

يك آگهي تبليغاتي خوب، تنها شامل معرفي برند و ويژگي‌هاي محصول نمي‌شود؛ بلكه داراي يك خط داستاني مشخص است كه پيام موردنظر خود را در قالب يك داستان، روايت مي‌كند. اين شيوه علاوه بر اثرگذاري بيشتر بر مخاطب، منجر به برقراري ارتباط نزديك با آنها مي‌شود.

استفاده از يك تم يا كاراكتر مشخص

آگهي‌هاي تبليغاتي يك برند، لزوما جداگانه و بي ارتباط با يكديگر نيستند. براي جلب توجه بيشتر مي‌توانيد از سري‌هاي متوالي آگهي كه با يكديگر مرتبط هستند و خط داستاني مشخصي را دنبال مي‌كنند، بهره بگيريد. استفاده از كاراكترها و شخصيت‌هاي محبوب، ارتباط قوي‌تري را با مخاطب ايجاد مي‌كند.

كيفيت بالا

داشتن يك آگهي تلويزيوني باكيفيت، لزوما به معناي صرف هزينه هنگفت از طراحي تا اجرا نيست. با استفاده از تيم توليد حرفه‌اي و خلاق، علاوه بر داشتن كيفيت قابل قبول، در هزينه‌هاي تبليغاتي خود صرفه‌جويي كنيد.

خلاقيت

اين ويژگي يكي از مهم‌ترين نكاتي است كه مي‌بايستي به آن توجه داشته باشيد. چنانچه يك آگهي تبليغاتي، تمامي ويژگي‌هاي مطرح شده را دارا باشد اما خلاقيت در آن مشهود نباشد، نتيجه‌اي جز صرف زمان و هزينه براي برند شما نخواهد داشت. در طراحي يك تبليغ تلويزيوني با زمان پخش محدود، خلاقيت، مهم‌ترين عاملي است كه منجر به جلب توجه مخاطب و اثرگذاري مي‌شود.

موسيقي و صداي مناسب

فاكتور صدا در تبليغات تلويزيوني از آن جهت حائز اهميت است كه مخاطب را حتي از فاصله‌هاي نسبتا دور از تلويزيون، متوجه آگهي تبليغاتي مي‌كند. در انتخاب موسيقي و صدا، به ارتباط محتوا، پيام برند و مخاطبان خود توجه نماييد.

زمان‌بندي استراتژيك

براي نمايش آگهي تبليغاتي خود، زمان‌بندي مناسبي را مدنظر داشته‌باشيد. پخش آگهي تبليغاتي در ساعات مختلف شبانه‌روز، تاثيرگذاري مختلفي بر مخاطبان دارد. براي مثال آگهي‌هاي تبليغاتي كه در ساعات ابتدايي شب يا بين دو نيمه مسابقات فوتبال پرمخاطب، پخش مي‌شوند، افراد بيشتري را هدف قرار مي‌دهند. در طراحي استراتژي‌هاي تبليغاتي خود، زمان و تعداد دفعات پخش آگهي را به گونه‌اي تنظيم كنيد كه در عين صرفه‌جويي در هزينه‌ها، پيام خود را به مخابان بيشتري انتقال دهيد.

از ميان رسانه‌هاي تبليغاتي، تلويزيون يكي از موثرترين و متداول‌ترين كانال‌هاي اطلاع‌رساني است كه كسب‌و‌كارهاي مختلف براي انتقال پيام و محتواي تبليغاتي خود از آن بهره مي‌گيرند. همانند تمامي رسانه‌ها، در تبليغات تلويزيوني نيز استراتژي‌هاي تبليغاتي مي‌بايستي با ويژگي‌ها و مخاطبان بالقوه همراستا باشد. شركت تبليغاتي مات با ارائه طيف وسيعي از خدمات تبليغاتي و ارتباط گسترده با رسانه‌هاي مختلف، كسب‌و‌كار شما را در طراحي، توليد و پخش پيام‌هاي تبليغاتي مختلف از طريق تلويزيون و ساير كانال‌هاي اطلاع‌رساني، ياري مي‌نمايد.

منبع: شركت تبليغاتي مات


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۸ساعت: ۰۳:۵۱:۴۶ توسط:macanagency موضوع:

چرا كمپين‌هاي تبليغاتي شكست مي‌خورند؟

طراحي و اجراي كمپين‌هاي تبليغاتي همواره يكي از ابزارهاي موثر تبليغاتي است كه برندهاي مختلف براي پيشبرد اهداف استراتژيك خود از آن بهره مي‌گيرند. در بلاگ‌هاي پيشين، مراحل طراحي و پياده‌سازي كمپين تبليغاتي 360 را معرفي نموديم. با وجود نقش غيرقابل انكار كمپين‌هاي تبليغاتي در آگاهي از برند و فروش محصولات جديد، تمامي كمپين‌هاي طراحي شده به اهداف خود نمي‌رسند. در اين بلاگ قصد داريم دلايل شكست كمپين‌هاي تبليغاتي را بررسي نماييم.

دلايل شكست كمپين‌هاي تبليغاتي

در ادامه به بررسي مهم‌ترين علت‌هاي عدم موفقيت كمپين‌هاي تبليغاتي مي‌پردازيم.

پرسوناي مخاطب را به درستي شناسايي نكرديد

عدم توجه به پرسوناي مخاطب و فاكتورهايي كه بر تصميمات خريد اثرگذار است، يكي از مهم‌ترين دلايل عدم موفقيت كمپين تبليغاتي است. به عبارت ديگر مشتري هدف خود را به درستي انتخاب نكرده‌ايد. شناخت پرسوناي مخاطب به شما امكان مي‌دهد با شناسايي درست بازار هدف، نيازها، علاقه‌مندي‌ها و عادت‌هاي مصرفي افراد را به چالش بكشيد و از طريق پيام درست و خلاقانه، به اهداف استراتژيك خود دست يابيد.

تحقيقات بازار، كافي نبوده است

تحقيقات بازار يكي از مهم‌ترين و ابتدايي‌ترين گام‌هاي پياده‌سازي طرح‌هاي بازاريابي است. شكست كمپين‌هاي تبليغاتي كه تحقيقات بازار جامع و كافي در حوزه شناخت بازار هدف نداشته‌اند، حتمي است. انجام كليه مراحل تحقيقات بازار از ابتدا تا انتها منجر به افزايش بهره‌وري، صرفه‌جويي در زمان و هزينه و كاهش خطر شكست كمپين طراحي شده مي‌شود.

شاخص‌هاي ارزيابي واقعي يا درستي نداشته‌ايد

در بحث ارزيابي موفقيت كمپين‌هاي تبليغاتي مي‌توان از شاخص‌هاي مختلفي بهره گرفت مانند ميزان آگاهي از برند، ميزان افزايش فروش، بهبود نرخ درگيري مخاطب و يا افزايش نرخ تبديل. مدنظر قرار دادن تنها يكي از شاخص‌هاي ارزيابي در تحليل نتايج موفقيت يك برند، ممكن است تصوير جامعي را در اختيار شما قرار ندهد. براي مثال ممكن است ميزان ترافيك سايت شما افزايش يافته باشد اما در عين حال با نرخ تبديل كاهشي مواجه باشيد. ميزان افزايش يا كاهش يكي از شاخص‌هاي ارزيابي، لزوما دليل بر موفقيت يا شكست كمپين شما نيست. براي ارزيابي ميزان نتيجه‌بخش بودن و اثرگذاري كمپين تبليغاتي، از تركيب چند شاخص واقع‌بينانه و درست بهره بگيريد.

پيام درستي را به مخاطبان خود منتقل نكرده‌ايد

ميزان خلاقيت و مناسب بودن پيام تبليغاتي، اهميت بسيار زيادي در فراگيري و موفقيت كمپين دارد. هر چه در مراحل طراحي استراتژي و شناخت مخاطب، دقيق‌تر عمل كرده باشيد، پيام شما، نيازها، خواسته‌ها و دغدغه‌هاي جامعه هدف را بيشتر در بر مي‌گيرد و به وايرال شدنمحتواي موردنظر كمك مي‌كنيد.

زمان مناسبي را براي انتقال پيام انتخاب نكرده‌ايد

لحظات حقيقت در بازاريابي بسيار حائز اهميت هستند. از لحظه‌اي كه مشتري تصميم به خريد محصول مي‌گيرد تا زماني كه تجربه استفاده خود از محصول يا خدمت موردنظر را با ديگران به اشتراك مي‌گذارد، مي‌توان به عنوان لحظات استراتژيك ياد كرد. فرايند خريد مشتري را به طور كامل مدنظر قرار دهيد تا دريابيد در كدام لحظات، بيشترين اثرگذاري را با انتقال پيام به مخاطب تجربه خواهيد كرد.

محصول يا خدمت شما آن چيزي نيست كه بيان مي‌كنيد

چنانچه محتواي كمپين تبليغاتي بيانگر ويژگي‌ها و خصوصيات يا كيفيتي باشد كه محصول يا خدمت شما فاقد آن است، انتظار موفقيت آن را نداشته باشيد. كمپين تبليغاتي هر اندازه هم بزرگ و قابل توجه باشد، بعد از آنكه مشتري محصول را تهيه كرده و از آن نااميد مي‌شود، اين تجربه ناموفق به سرعت پراكنده شده و منجر به كاهش فروش مي‌شود. به عبارت ديگر تبليغات شما نبايد حاوي انتظاراتي باشد كه قادر به برآورده كردن آن‌ها نيستيد.

در محيط‌هاي پيچيده كسب‌و‌كار كنوني، اجراي استراتژي‌هاي تبليغاتي بدون داشتن اطلاعات جامع پيرامون بازار هدف و مخاطبان بالقوه، شكست‌هاي پرهزينه و گاه غير قابل جبراني را به كسب‌و‌كارها وارد مي‌كند. موفقيت يك كمپين تبليغاتي با انتقال پيام درست در زمان و مكان درست به مخاطب هدف درست، حاصل مي‌شود. چنانچه حتي يكي از شرايط فوق دچار ايراد شود، موفقيت كمپين تحت الشعاع قرار مي‌گيرد. در هنگام برنامه‌ريزي اجراي يك كمپين تبليغاتي، اهداف قابل اندازه‌گيري و قابل دستيابي را مدنظر قرار دهيد و با شاخص‌هاي ارزيابي مناسب، نتيجه‌بخش بودن آن‌ها را رصد كنيد. كمپين تبليغاتي زيبا در هر سني، نمونه‌اي از كمپين‌هاي تبليغاتي موفق است كه با انتخاب درست محتوا و داستان‌سرايي مناسب، توانست علاوه بر افزايش نرخ درگيري مخاطب، آگاهي از برند خود را بهبود بخشد. شركت تبليغاتي مات از طريق تيم متخصصان حرفه‌اي و ارائه طيف وسيعي از خدمات تبليغاتي، كسب‌و‌كار شما را در اجراي كمپين‌هاي تبليغاتي موفق از طراحي تا پياده‌سازي ياري مي‌كند.

 

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۸ساعت: ۰۲:۲۵:۵۶ توسط:macanagency موضوع:

اهميت شناخت سئو محلي و مزاياي آن

شايد بارها پيش آمده باشد كه براي پيدا كردن محصول يا كالايي، منطقه جغرافيايي‌تان را نيز در ادامه عبارتي كه براي  جستجوي تايپ كرده‌ايد، آورده باشيد: “كلينيك دامپزشكي در مركز تهران، نزديك‌ترين موسسه يوگا به من، رستوران‌هاي لوكس در شمال تهران و …”.  در اين مدل، موتورهاي جستجو دقيقا پيشنهاداتي را ارائه مي‌دهند كه بر اساس موقعيت مكاني مرتب شده‌اند. اين مثال دقيقا همان چيزي است كه در اين بلاگ قصد داريم به آن بپردازيم: سئوي محلي يا Local SEO.

سئوي محلي شاخه‌اي از سئو است كه روي بهينه‌سازي وب‌سايت‌ها تمركز مي‌كند تا در نتايج جستجوهاي محلي ظاهر شوند. در واقع سئو محلي به كسب‌وكارهاي كوچك و بزرگ اين امكان را مي‌دهد تا به كمك آي پي و رديابي موقعيت مكاني، مشتريان بالقوه محلي را شناسايي كنند و محصولات و خدمات‌شان را دقيقا در زماني كه آن‌ها به صورت آنلاين به دنبال محصول يا خدمت هستند، معرفي كنند. يكي از ساده‌ترين و در دسترس‌ترين ابزارها، وب‌سايت‌ها هستند كه از طريق آن‌ها مي‌توانيد مخاطبان وسيعي را هدف‌گيري كنيد؛ به خاطر داشته باشيد كه اگر مخاطبان هدف‌گيري شده، به موقعيت مكاني كسب‌وكارتان نزديك هستند، بايد به يك سري از نكات توجه بيشتري داشته باشيد تا بتوانيد برآيند مطلوب را از نتيجه جستجوي آنها دريافت كنيد: اما در اين بلاگ قصد داريم به مزاياي سئوي محلي بپردازيم و در بلاگ‌هاي آينده، حتما به مرور اين نكات مهم خواهيم پرداخت.

مزاياي استفاده از Local SEO يا سئو محلي

اثرگذاري طولاني مدت

يكي از مزاياي قابل توجه سئوي محلي، نياز به صرف بودجه كم‌تر و دريافت نتيجه بهتر به نسبت تبليغات است. در واقع با سرمايه‌گذاري روي سئوي محلي مي‌توانيد از اثرات مثبت آن در آينده نيز اطمينان داشته باشيد؛ چراكه سئوي محلي به نسبت اثرگذاري طولاني‌تري دارد. همين موضوع در نهايت تجربه نرخ بازگشت سرمايه يا ROI را براي كسب‌وكارها فراهم مي‌كند و تا حدودي دست كسب‌وكارهاي كوچك را نيز براي صرف بودجه باز مي‌گذارد.

هدايت مشتري به قيف فروش

در ادامه مزيت “اثرگذاري طولاني” يكي ديگر از مزايايي كه براي سئوي محلي و به‌طور كلي سئو مي‌توان به آن اشاره كرد، مواجهه ساختن مخاطب با چيزي است كه او مشخصا براي آن دست به جستجو زده. در واقع سئو اين امكان را فراهم مي‌كند تا مشتريان بالقوه را به سمت قيف فروش هدايت كنيم. در صورتي كه در بحث تبليغات ما صرفا به تبليغات مي‌پردازيم تا مخاطبي كه به دنبال محصول يا خدمت ما نيست را نيز مورد خطاب قرار بدهيم.

نمايش كسب‌وكارها در جستجوهاي ارگانيك

يكي ديگر از مزاياي سئوي محلي، اين است كه گوگل امكان جاي‌گيري كسب‌وكار شما را در موقعيت‌هاي مختلف فراهم مي‌كند. يكي از موقعيت‌هايي كه سئوي محلي ممكن است كسب‌وكار شما را در آنجا قرار بدهد، در نتايج جستجوي ارگانيك گوگل است. گوگل معمولا از يك الگورتيم مشخص  و در عين‌حال پيچيده‌اي براي رتبه‌بندي محتوايي كه بيشترين ارتباط را دارد، استفاده مي‌كند. اين رتبه‌بندي به مخاطبان كمك مي‌كند تا دقيقا به نتيجه‌اي كه با تمايلات و احتياجات‌شان هماهنگي دارد، دست پيدا كنند.

نمايش كسب‌وكارتان در

در صورتي كه از استراتژي‌هايي براي سئوي محلي استفاده مي‌كنيد بايد بدانيد كه موقعيت ديگري كه گوگل براي شما در نظر گرفته است، Google Maps مي‌باشد. نمايش كسب‌وكارها در نقشه گوگل مي‌تواند نقش مهمي را براي كسب‌وكارها بازي كند؛ پيدا كردن شما در نقشه گوگل براي كاربراني كه معمولا جستجوهاي‌شان را با گوشي موبايل انجام مي‌دهند موضوع بسيار مهمي است. در نتيجه‌هاي ظاهر شده در قالب  Google Maps گزينه‌هايي مثل برقراري تماس، نظرات ديگران و آدرس را مي‌توانيد مشاهده كنيد.

مد نظر داشتن تمايلات مشتريان

از ديگر مزاياي استفاده از سئوي محلي، امكان مد نظر داشتن قصد و نيت مشتريان است. يكي از ابزارهاي كاربردي جهت نفع بردن از اين مزيت، استفاده از پروفايل بيزنسي گوگل يا همان Google My Business است. بعد از ايجاد پروفايل بيزنسي گوگل براي كسب‌وكارتان، مي‌توانيد عبارات استفاده شده كاربران، به هنگام جستجوي كسب و كارتان را مشاهده كنيد. Insight پروفايل‌تان قسمتي است كه اطلاعات ذخيره شده را در آن مي‌توانيد بررسي كنيد.

در اين بلاگ قصد داشتيم كه با بيشترين جزئيات شما را با سئوي محلي و مزاياي استفاده از آن آشنا كنيم. در صورت نياز به راهنمايي بيشتر و تدوين استراتژي‌هاي مناسب با ماهيت كسب‌وكارتان مي‌توانيد با ما، آژانس ديجيتال ماركتينگ ماكان تماس برقرار كنيد

منبع: آژانس ديجيتال ماركتينگ ماكان


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۶ ارديبهشت ۱۳۹۸ساعت: ۰۹:۴۷:۱۲ توسط:macanagency موضوع:

استفاده از كلمات كليدي پرسشي، بهترين راهكار 2019 براي سئو

با گذشت زمان، نحوه‌ي سرچ يا جستجوي افراد در موتورهاي جستجو بسيار تغيير كرده و از كلمات كليدي مختصر و كوتاه به سمت عبارات مفهومي و طولاني‌تر تغيير شكل داده است. به همين نسبت موتورهاي جستجو نيز نتايج جستجو را بسيار هوشمندانه‌تر، دقيق‌تر و متناسب با نياز كاربر نمايش مي‌دهند. كلمات كليدي پرسشي يكي از پركاربردترين عبارات جستجو در ميان كاربران هستند، به‌گونه‌اي كه طبق آمارهاي منتشر شده، بيش از ۳.۵ ميليارد از عبارات جستجو شده در طول روز، كلمات كليدي پرسشي هستند.

با توجه به اهميت و كاربرد فراوان اين كليدواژه‌ها، يكي از راه‌هاي استراتژيك جهت بهينه‌سازي موتورهاي جستجو(SEO)، بهينه‌سازي وب‌سايت بر اساس كلمات كليدي پرسشي است. در اين مقاله سعي داريم شما را با نحوه‌ي پاسخ گوگل به عبارات آشنا كرده و به نكاتي درباره‌ي بهينه‌سازي وب‌سايت بر اساس اين عبارات پرسشي اشاره كنيم.

جستجوي معنايي يا Semantic Search چيست و چه ارتباطي با عبارات پرسشي دارد؟

در جستجوي معنايي يا جستجو به كمك عبارات كامل و مفهومي، موتورهاي جستجو تلاش مي‌كنند تا بهترين نتيجه را با دريافتن قصد، نيت يا هدف كاربر از جستجو، منطق پنهان شده در آن عبارت و ارتباط معنايي ميان كلمات موجود در عبارت نمايش دهند. به روز‌رساني الگوريتم Google Hummingbird در سال ۲۰۱۳، گوگل را به موتور جستجويي سريع‌تر و دقيق‌تر در رابطه با جستجوي معنايي تبديل كرده‌است.

انواع عبارات پرسشي كه گوگل به آن‌ها پاسخ مي‌دهد

امروزه گوگل را مي‌توان علاوه بر موتور جستجو، يك موتور پاسخگو ناميد، چرا كه علاوه بر استفاد از الگوريتم مخصوص، از قابليت‌هاي زيادي مانند هوش مصنوعي و جستجوي صوتي در حوزه‌ي جستجوي عبارات معنايي بهره‌مند است و آن را به يك همراه هوشمند و پرسرعت در جستجو تبديل كرده است. در همين راستا فرصت مناسبي براي وب‌سايت‌هايي كه حاوي اطلاعات ارزشمند و ساختاريافته‌اي هستند به‌وجود آمده تا بتوانند رتبه‌ي بالاتري در نتايج جستجو را از آن خود كنند. در ادامه به مهم‌ترين نوع عبارات پرسشي كه گوگل در Answer Box به آن‌ها پاسخ مي‌‌دهد اشاره خواهيم كرد:

1.پرسش‌هايي با پاسخ مستقيمDirect Answer Questions (DAQ)

افرادي كه در جستجو از عبارات پرسشي مانند چه چيزي، چه كسي، چه زمان، كجا و … ، استفاده مي‌كنند غالباً قصد دارند يك پاسخ مستقيم و نسبتاً كوتاه دريافت كنند. كوگل نيز در اين حالت با استفاده از تكنولوژي جستجوي معنايي، قصد و نيت كاربر را به خوبي تشخيص مي‌دهد. براي مثال، سوال “مخترع تلفن چه كسي است؟” را با نمايش كلمه‌ي “الكساندر گراهام بل” در نتايج جستجو مشخص خواهد كرد.

2.پرسش‌هايي با پاسخ كوتاه Short Answer Questions (SAQ)

برخي عبارات پرسشي نيازمند جواب‌هاي نسبتاً كامل‌تري هستند. اين عبارات اغلب با كلماتي مانند آيا، چرا و … شروع مي‌شوند. براي مثال، پاسخ سوال “چرا زمين‌لرزه اتفاق مي‌افتد؟” مي‌تواند نسبتاً كوتاه، درباره‌ي حركات پوسته‌ي زمين در نتايج جستجو ظاهر شود.

3.پرسش‌هايي با پاسخ طولاني Long Answer Questions (LAQ)

هنگامي ‌كه قصد و نيت كاربر يادگيري مطلب يا فرآيندي خاص باشد، پاسخ اين پرسش‌ها به صورت فرآيندهاي آموزشي مرحله به مرحله ظاهر مي‌شوند. براي مثال، آشنايي با نحوه‌ي پختن انواع غذا، در اين دسته قرار مي‌گيرد.

راه‌هاي افزايش رتبه صفحه با توجه به عبارات پرسشي

ابزار و روش‌هاي بسياري براي يافتن بهترين كلمات كليدي جهت بهينه‌سازي موتورهاي جستجو (SEO) وجود دارند. براي اين كار بايد با توجه به كليد واژه‌هاي اصلي خود، كلمات كليدي پرسشي را يافته و سپس بر اساس معيارهايي مانند ميزان جستجو، اهميت آن‌ها را تخمين بزنيد.

چگونه رتبه‌ي صفحه را براي DAQ ارتقاء دهيد؟

براي افزايش رتبه صفحه بر اساس پرسش‌هاي داراي پاسخ مستقيم موارد زير را بهينه كنيد:

  • پاسخ پرسش را در ابتداي متن و ترجيحا اولين جمله بيان كنيد.
  • متن سوال را تا حد امكان به طور كامل در جواب بگنجانيد.
  • پس از پاسخ مستقيم، در ادامه به شرح و بسط پاسخ بپردازيد.
  • در صورت امكان، در همات حوزه محتواي باكيفيت و يكتاي بيش‌تري توليد كنيد تا از نظر گوگل منبعي قابل اعتماد شناخته شويد.

چگونه رتبه‌ي صفحه را براي SAQ ارتقاء دهيد؟

براي افزايش رتبه صفحه بر اساس پرسش‌هاي داراي پاسخ كوتاه لازم است موارد زير را رعايت كنيد:

  • ترجيحاً متن را به صورت پرسش و پاسخ بنويسيد، به گونه‌اي كه پرسش اصلي به عنوان تيتر آن پاراگراف نوشته شود.
  • نوع كلمات و لحن محتوا بايد به گونه‌اي باشد كه فهم آن براي مخاطب عام بسيار ساده بوده و بتواند راحت و روان آن را بخواند.
  • مي‌توانيد با توجه به سوالات مورد نظر خود، به طور اختصاصي صفحه‌‌اي را به پرسش و پاسخ اختصاص دهيد.

چگونه رتبه‌ي صفحه را براي LAQ ارتقاء دهيد؟

براي افزايش رتبه صفحه بر اساس پرسش‌هاي داراي پاسخ طولاني لازم است موارد زير را رعايت كنيد:

  • استفاده از ويديوهاي آموزشي در راستاي پاسخ به سوالاتي كه نياز به جواب‌هاي طولاني دارند، كمك زيادي به سئو مي‌كند.
  • توليد محتواي متني آموزشي و مرحله به مرحله در رابطه با موضوع مورد نظر ترافيك بسياري را به وب‌سايت شما روانه مي‌كند.
  • برخي سوالات مي‌توانند با استفاده از ليست‌ها پاسخ داده شوند.
  • علاوه بر روان بودن متن، نكات برجسته و مهم متن را مشخص كرده و ترجيحاً عنواني مجزا براي آن قسمت در نظر بگيريد.
  • يكي از نكات مهم اين است كه عنوان اصلي محتوا، علاوه بر جذابيت بايد به پرسش مورد نظر كاربر بسيار شبيه باشد.
  • از تصاوير، نمودارها و اينفوگرافي‌‌ها جهت جذابيت بيش‌تر محتواي آموزشي براي كاربران استفاده كنيد.

بهينه‌سازي كلمات كليدي پرسشي، يكي از جديدترين روش‌هايي است كه مي‌تواند در سال 2019 راهكاري موثر در بهينه‌سازي موتورهاي جستجو باشد. آژانس ديجيتال ماركتينگ ماكان، به كمك تيم‌هاي طراحي و توسعه وب‌سايت و توليد محتواي خود، كسب و كار شما را  در راستاي بهينه‌سازي موتورهاي جستجو ياري مي‌كند.

منبع: آژانس ديجيتال ماركتينگ ماكان


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۵ ارديبهشت ۱۳۹۸ساعت: ۰۲:۲۶:۵۴ توسط:macanagency موضوع:

نگاهي به مدل ارزش ويژه برند BAV (بخش دوم)

در مقاله‌ي قبل با تعريف ارزش ويژه‌ي برند و همچنين شاخص‌هاي ارزيابي ارزش ويژه برند بر اساس (مدلBAV (Brand Asset Valuator آشنا شديد. ارزش ويژه‌ي يك برند، مجموعه عواملي است كه باعث مي‌شود يك برند در ذهن مشتري مثبت، متمايز و مطلوب جلوه كرده و به همان دليل آن برند را به رقبا ترجيح دهد. ارزش ويژه‌ي برند بر اساس مدل BAV با اندازه‌گيري 4 عامل تمايز، ارتباط، كيفيت ادراك شده و دانش سنجيده مي‌شود. همچنين با دو مفهوم قدرت برند و رفعت برند آشنا شديد: تركيب دو شاخص تمايز و ميزان ارتباط، ميزان “قدرت برند” يا Brand Strength را تعيين مي‌كند كه شاخص مهمي براي پيش‌بيني عملكرد آتي و پتانسيل‌هاي رشد و ارزش‌آفريني آن برند در آينده است. برآيند دو شاخص اعتبار برند و دانش مشتري از برند، رفعت برند يا Brand Stature را مي‌سازد. رفعت برند، حاصل عملكرد گذشته‌ي برندينگ بوده و درجه‌ي اعتبار، پذيرش، شهرت و وفاداري به برند را نشان مي‌دهد.

اكنون در اين مقاله به تحليل مدل BAV مي‌پردازيم.

تحليل مدل BAV

بر اساس مدل BAV براي ارزيابي قدرت و رفعت برند بايد اثرات شاخص‌هاي تمايز و ارتباط، هم‌چنين اعتبار و دانش بر يكديگر بررسي شود.

  • اگر تمايز بيش‌تر از ارتباط باشد: متمايز بودن يك برند سبب جلب مخاطبان به سمت آن شده تا بخواهند محصولات يا خدمات آن برند را امتحان كنند و ميزان ارتباط آن را با معيارهاي شخصي خود بسنجند.
  • اگر ارتباط بيش‌تر از تمايز باشد: در اين حالت برند در مقايسه با رقبا، محصولات يا خدمات متمايزي عرضه نمي‌كند، بلكه صرفاً به علت تناسب با نيازها و درآمد مشتري و عواملي از اين دست خريداري مي‌شود.
  • اگر اعتبار و كيفيت ادراك شده از دانش بيش‌تر باشد: تصميمات مشتري بيش‌تر بر اساس احساسات و وفاداري خود نسبت به برند خواهد بود.
  • اگر دانش از كيفيت ادراك شده بيش‌تر باشد: در اين حالت ممكن است مشتري تصور كند همه چيز و خصوصاً نكات منفي را در مورد برند و محصولات و خدمات آن مي‌داند و ديگر نيازي به آگاهي بيش‌تر ندارد. در نتيجه ممكن است پيش‌قضاوت‌هاي نادرستي درباره‌ي محصولات يا خدمات جديد آن برند داشته باشد.

    جايگاه 1 : برندهاي نوظهور

    در اين بخش، هر دو شاخص قدرت و رفعت برند در كم‌ترين ميزان خود قرار دارند. معمولاً برندهاي نوظهور و يا برندهاي قديمي و بدون فعاليت متمركز در اين قسمت قرار مي‌گيرند. برندهايي كه در اين قسمت قرار دارند بايد براي افزايش قدرت برند خود تلاش كنند تا به ربع دوم راه پيدا كنند.

    جايگاه 2 : برندهاي موجود در  Nicheبا پتانسيل رشد بالا

    برندها در ابتداي مسير براي رشد خود با بالا بردن تمايز و ميزان ارتباط، سعي در افزايش قدرت برند دارند. در اين حالت ممكن است جهت افزايش آگاهي از برند و خلق ارزش براي مشتريان از نيچ ماركتينگ(Niche Marketing)  استفاده كنند. براي اين منظور، گروهي خاصي از مخاطبان را هدف قرار داده و بخش خاصي از بازار را متناسب با آنان انتخاب مي‌كنند. اين برندها مايلند استراتژي ثبات را در اين جايگاه دنبال نمايند. اما برندهايي كه بازار هدف گسترده‌اي دارند، در حال شناسايي پتانسيل‌هاي رشد خود براي ورود به بخش رهبري بازار بوده و در اين راستا براي افزايش رفعت برند (Brand Stature) تلاش مي‌كنند.

    جايگاه 3 : برندهاي رهبر

    برندهايي كه هم قدرت و هم رفعت بالايي دارند، رهبر بازار هستند. سودآوري و نرخ بازگشت سرمايه براي برندها در اين قسمت بسيار بالا بوده و پتانسيل بالايي نيز براي رشد و پيشرفت در آينده دارند. آن‌ها در تلاش اند با پياده‌سازي مديريت استراتژيك برند، جايگاه خود را در رهبري بازار حفظ كرده و ارتقاء دهند.

    جايگاه 4: برندهايي با بازار انبوه (Mass Market)

    با وجود ميزان رفعت بالا، شاخص تمايز در برندهاي موجود اين قسمت، در حال كاهش بوده و رفته رفته از جايگاه رهبري بازار خارج خواهند شد. برند ها در اين شرايط مي‌توانند با توليد انبوه محصول فعلي، طيف گسترده‌اي از بازار را از آن خود كنند. اگرچه اين شرايط دوام چنداني نخواهد داشت.

    جايگاه 5: برندهاي در حال نزول

    برندهايي كه قدرت كمتر و يا به عبارتي تمايز پايين و ميزان ارتباط كمتري دارند، در اين ناحيه قرار گرفته‌اند. در اين مرحله برندها بسيار آسيب‌پذير هستند و با چالش از دست دادن مشتريان وفادار و مشتريان بالقوه‌ي خود روبه‌رو خواهند بود. در صورتي‌كه برندها در اين مرحله استراتژي‌هاي لازم را براي بالا بردن تمايز و ميزان ارتباط خود به كار نگيرند، با خطر جدي حذف از بازار رقابتي مواجه خواهند شد.

     

    شما مي‌توانيد با برآورد كردن ميزان 4 شاخص تمايز، ارتباط، كيفيت ادراك شده و دانش و همبستگي ميان آن‌ها، قدرت برند و رفعت برند خود را سنجيده و با محاسبه‌ي ارزش ويژه‌ي برند بر اساس مدل BAV، جايگاه برند و ساير رقبا را بر اساس اين مدل تحليل كنيد. سپس با توجه به نتيجه‌ي اين تحليل، بهترين استراتژي‌ را جهت ورود به به بخش‌هاي تازه‌ي بازار يا بهبود جايگاه برند انتخاب كرده و اجرا كنيد. تيم حرفه‌اي آژانس ديجيتال ماركتينگ ماكان همواره آماده‌ي ارائه‌ي راهكارهاي استراتژيك برندينگ به كسب و كار شماست.

  • منبع: آژانس ديجيتال ماركتينگ ماكان


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۵ ارديبهشت ۱۳۹۸ساعت: ۱۰:۲۰:۳۹ توسط:macanagency موضوع:

نگاهي به مدل ارزش ويژه برند BAV (بخش اول)

ارزش ويژه‌ي يك برند، مجموعه عواملي است كه باعث مي‌شود يك برند در ذهن مشتري مثبت، متمايز و مطلوب جلوه كرده و به همان دليل آن برند را از ميان ديگر برندهاي موجود انتخاب كند.

ارزش ويژه برند، نه تنها بر ديدگاه، احساس و عملكرد مشتريان در ارتباط با برند تاثيرگذار است، بلكه در قيمت محصولات يا خدمات، سهم بازار و سود حاصل از برند، منعكس مي‌شود. ارزش ويژه برند يكي از دارايي‌هاي مهم سازمان است كه علاوه بر ارزش مادي، ارزش روانشناختي نيز دارد.

ارزش ويژه برند، ماحصل فعاليت‌هاي مختلف بازاريابي و برندينگ انجام شده روي محصولات يا خدمات است. اگرچه اندازه‌گيري دقيق ارزش ويژه برند يا ارزش فعاليت‌هاي بازاريابي ممكن نيست، اما مدل‌هايي به اين منظور طراحي شده و در برندينگ كاربرد دارند. يكي از اين مدل‌ها، مدل ارزياب دارايي برند يا BAV (Brand Asset Valuator) است. مدل BAV در اثر يكي از گسترده‌ترين برنامه‌هاي تحقيقاتي در زمينه‌ي برندينگ تدوين شده است. براي طراحي اين مدل با بيش از صدهزار نفر به عنوان مشتري از ۳۲ كشور جهان مصاحبه شده و اطلاعات مربوط به سيزده هزار برند جمع‌آوري شده است. مدل BAV يك برند با جمع‌آوري ديدگاه‌هاي مشتريان آن برند، طبق 4 شاخص زير معرفي مي‌شود:

1. تمايز (Differentiation)

وجود يك ويژگي متمايز كننده در هر برند، عاملي جدانشدني از آن بوده و در شروع برندينگ الزامي است. تمايز به ما نشان مي‌دهد كه برند تا چه ميزان در ذهن افراد نسبت به ديگر رقبا متفاوت جلوه مي‌كند؟ براي دانستن ميزان تمايز برندتان، بهتر است با تحليل بازخوردهاي مشتريان دريابيد در صورت لزوم تا چه حد برند شما را به ياد مي‌آورند؟ آيا ميان محصولات ديگر قادرند محصول شما را به سادگي تشخيص دهند؟ از نظر آنان چرا محصول يا خدمت شما متفاوت جلوه مي‌كند؟

بر اساس نتايج به دست‌ آمده از مدل BAV معمولا هرچه سابقه‌ي يك برند افزايش مي‌يابد، ويژگي‌هاي متمايز كننده‌ي آن كاهش يافته و در واقع اثر تمايز كمرنگ‌تر مي‌شود. اين در حاليست كه عدم تمايز با رقبا مي‌تواند به عنوان زنگ خطري براي بقا يا رشد آن برند باشد.

2. ارتباط (Relevance)

ميزان ارتباط برند، به اين معناست كه برند شما تا چه ميزان براي مشتريان مناسب است؟ آيا مشتريان مايلند محصولات يا خدمات شما را خريداري كنند؟ آيا اين محصولات با ابعاد مختلف نيازهاي مشتريان تطابق دارد؟ قيمت‌گذاري برند شما تا چه ميزان با كيفيت محصولات و توانايي خريد مشتريان متناسب است؟ براي دريافتن ميزان ارتباط برند مي‌توانيد از مشتريان خود بپرسيد تا چه حد مايلند مطابق با معيارهاي خود از محصولات شما خريداري كنند؟

طبق مدل BAV ميان تمايز برند با ارتباط آن همبستگي وجود داشته و تركيب اين دو مي‌تواند تضمين كننده‌ي موفقيت يك برند باشد.

3. اعتبار يا كيفيت ادراك شده

اين عامل نشان مي‌دهد يك برند تا چه ميزان در ذهن مشتريان اعتبار و ارزش دارد و مشتري تا چه حد آن برند را باكيفيت مي‌داند. به عبارتي ديگر، كيفيت و شهرت برند، دو عامل مهمي هستند كه بر واكنش مشتريان نسبت به فعاليت‌هاي برندسازي تاثير مي‌گذارند.

مدل BAV با نشان دادن فرصت‌هاي موجود، راه‌هاي افزايش كيفيت ادراك شده را رديابي كرده و به شما در مديريت و جهت‌دهي ادراكات مشتريان كمك مي‌كند.

4. دانش (Knowledge)

ميزان دانش مشتري به معناي ميزان عمق آگاهي مشتري از برند، درك وي از هويت برند و به طور كلي آشنايي با برند و محصولات آن است.  فعاليت‌هاي استراتژيك برندينگ، امكان بهره‌مند شدن از دانش صحيح را براي مشتريان فراهم مي‌كنند. طبق مدل BAV، اگر  يك برند متمايز بوده و با پرسوناي مخاطب خود مرتبط باشد، مي‌تواند احساس قوي‌تري در مشتري نسبت به برند ايجاد كند و در نتيجه، شناخت و دانش صحيحي از برند به مشتري انتقال پيدا خواهد كرد.

تركيب دو شاخص تمايز و ميزان ارتباط، ميزان “قدرت برند” يا Brand Strength را تعيين مي‌كنند. قدرت برند، شاخص مهمي براي پيش‌بيني عملكرد، ارزش آتي و پتانسيل‌هاي رشد آن برند در آينده است. داشتن يك ويژگي متمايز و مرتبط و به عبارتي ديگر، افزايش قدرت برند جهت بقا ميان رقبا، يكي از چالش‌هاي اصلي هر برند و شاخصي براي سنجش ميزان موفقيت آن است.

تركيب دو شاخص اعتبار ادراك شده برند و دانش مشتري از برند، رفعت برند يا Brand Stature را مي‌سازد. رفعت برند، ماحصل عملكرد گذشته‌ي برندينگ است. رفعت برند بيانگر درجه‌ي اعتبار، پذيرش، شهرت و وفاداري به برند در گذشته است.

تا كنون با شاخص‌هاي مدل BAV آشنا شديد. جهت ارزيابي ارزش ويژه‌ي برند بر اساس اين 4 شاخص، در مقاله‌ي بعدي با ما همراه باشيد.

منبع: آژانس ديجيتال ماركتينگ ماكان


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۳ ارديبهشت ۱۳۹۸ساعت: ۰۹:۲۲:۰۱ توسط:macanagency موضوع:

استفاده از هوش مصنوعي چه مزايايي در ديجيتال ماركتينگ دارد؟

Artificial Intelligence, AI يا همان هوش مصنوعي پديده‌اي نو ظهور است كه در كنار آن از واژه “انقلاب” بسيار استفاده مي‌شود. هوش مصنوعي يكي از ترندهايي است كه قصد داريم در اين بلاگ به آن بپردازيم. در ابتدا بهتر است به خاطر داشته باشيم كه AI توانايي زيادي در اثرگذاري روي آژانس‌هاي ديجيتال ماركتينگ دارد و به طور كلي‌تر مي‌تواند ماهيت استراتژي‌هاي ديجيتال ماركتينگ را تحت تاثير قرار بدهد.

گذر زمان، مزاياي هوش مصنوعي را براي كسب‌وكارها پررنگ‌تر مي‌كند و به آن‌ها اين جرات را مي‌دهد تا به دنبال آن بروند و فرصت‌هاي جديدتري را تجربه كنند. اگر به اين موضوع علاقه‌مند بوده باشيد حتما رد پاي آن را در موضوعاتي چون   Internet  of Things (IOT) يا اينترنت اشياء، كلان داده‌ها يا Big Data ديده‌ايد. با گذر از اين موضوعات، حالا نوبت به ديجيتال ماركتينگ رسيده است. از تاثيرات AI در فضاي ديجيتال ماركتينگ مي‌توانيم به انتخاب درست مخاطبان هدف، بهبود تجربه مشتري، افزايش نرخ بازگشت سرمايه (ROI) و … اشاره كرد. در ادامه به صورت مفصل‌تر به مزاياي استفاده از هوش مصنوعي در ديجيتال ماركتينگ مي‌پردازيم.  Benefits

بهبود تجربه مخاطب

ايجاد يك تجربه خوب در مخاطب، كمك مي‌كند تا مشتري را به بازگشت دوباره به سمت وب‌سايت‌تان ترغيب كنيد؛ با اين شرط كه طراحي وب‌سايت براي هر فرد شخصي‌سازي شده باشد و همچنين استفاده از آن براي مخاطب آسان‌تر و به صورت كلي پروسه موتورهاي جستجو نيز هوشمندانه‌تر باشد. در اين مقطع AI كمك مي‌كند تا رفتارها، تصميمات و پرسوناي مخاطب را پيش‌بيني كنيد و  فرآيند جستجوي مشتري در موتورهاي جستجو را مدنظر قرار بدهيد. اين موارد، همگي كمك مي‌كنند تا بتوانيد تجربه بهتري را براي مشتريان‌تان رقم بزنيد و در نهايت به كمك اطلاعات به دست آمده، در قبال مشكلاتي كه ممكن است در آينده با آن‌ها مواجه شويد آمادگي لازم را داشته باشيد.

پاسخ‌دهي سريع

در دنياي ديجيتال، يكي از مهم‌ترين فاكتورها براي مشتري دريافت يك عكس‌‌العمل و پاسخ‌ سريع و داشتن يك تجربه مثبت است. چت بات‌ (Chat Bot) نرم‌افزاري است كه به شما براي پاسخ‌دهي سريع‌تر به مشتري كمك مي‌كند و در نهايت تجربه‌اي كه او انتظارش را داشته، برايش فراهم مي‌كند. يكي از قابليت‌هاي چت بات اين است كه مي‌توانند در لحظه به سوالات ساده مشتريان پاسخ بدهند، درخواست‌ها را مورد بررسي قرار بدهند و آن‌ها را برآورده كنند. كمك‌رساني 24 ساعته از مزاياي اين چت‌بات‌ها است. كاهش زمان انتظار مشتريان و افزايش رضايت كلي آن‌ها، از ديگر مزاياي چت‌بات‌ها در هوش مصنوعي است.

پيش بيني رفتار مشتري

يكي از برجسته‌ترين مزاياي هوش مصنوعي در ديجيتال ماركتينگ، جمع‌آوري، تجزيه و تحليل اطلاعات مربوط به رفتار مشتريان از طريق اينترنت است. علاوه‌بر اين، AI اين قابليت را دارد تا رفتار كاربران فعلي و همچنين كاربران جديد را به كمك سيستم‌هاي مديريت داده (Data Management Platforms) يا (DMP) پيش‌بيني كند. بررسي و پيش‌بيني رفتار مشتري در فضاي اينترنت و پروفايل‌هاي شخصي اين امكان را مي‌دهد تا بتوان مشتريان بالقوه را بهتر انتخاب كرد و مسير راحت‌تري را براي ورود آن‌ها به قيف ‌فروش طي كرد.

انتخاب درست مخاطبان هدف

دستيابي به مخاطبان درست با افزايش ارزش و اعتبار برندتان رابطه مستقيم دارد. در اين وضعيت Data Mining به كمك شما مي‌آيد و اين امكان را مي‌دهد تا مخاطب هدف‌تان را به درستي شناسايي و بخش‌بندي كنيد. علاوه بر اين همانطور كه در مورد قبل نيز اشاره كرديم، بررسي رفتار مشتري و تفسير داده‌هاي مربوط به او اين امكان را ايجاد مي‌كند تا مخاطب هدف‌مان را به درستي شناسايي و انتخاب كنيم. همراهي هوش مصنوعي با ديجيتال ماركتينگ نيز امكان دستيابي به مخاطب هدف مناسب را بر اساس علائق و مشخصه‌هاي دموگرافي مثل جنسيت، سن، تحصيلات، درآمد و … افزايش مي‌دهد.

به‌طور كلي مي‌توان گفت كه بازاريابي فرآيندي مداوم و متغير است كه كسب‌وكارها بر آن مي‌دارد تا براي بقا، نسبت به چالش‌هاي پيش‌رو آمادگي بيشتري داشته باشند. هوش مصنوعي يا AI نيز روزانه در حال پيشرفت است اما با اين حال به كارگيري آن در استراتژي‌ها، به آژانس‌هاي ديجيتال ماركتينگ كمك مي‌كند تا بتوانند راحت‌تر از چالش‌هاي پيش رو عبور كنند و تجربه بهتري را براي مشتريان‌شان به ارمغان بياورند. همچنين تمام هدف هوش مصنوعي بهبود استراتژي‌هاي بازاريابي ديجيتال است و تلاش مي‌كند تا به بينش مخاطبان نسبت به كسب‌‍وكارها ارزش بدهد.

منبع: آژانس ديجيتال ماركتينگ ماكان


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۲ ارديبهشت ۱۳۹۸ساعت: ۱۰:۵۰:۱۷ توسط:macanagency موضوع: